velveshia
سخت ترین سوالات هوش دنيا :کدام دانشجو خسته و خواب آلود به نظر میرسد؟ کدامشان دوقلو میباشند؟ چند تا زن در عکس دیده میشود؟ چند نفرشان خوشحال هستند؟ چند نفرشان ناراحت میباشند؟ كدامشان مشهدي است؟ كداميك استاد شيباني مي باشد؟ آيا صالح صبحاني يا محمد تهاني را در عكس مشاهده ميكنيد؟
velveshia
از مردم دنیا سوالی پرسیده شد و نتیجه آن جالب بود سؤال از این قرار بود: نظر خودتان را راجع به کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان کنید؟ و جالب اینکه کسی جوابی نداد چون در آفریقا کسی نمیدانست ‘غذا’ یعنی چه؟ در آسیا کسی نمیدانست ‘نظر’ یعنی چه؟ در اروپای شرقی کسی نمیدانست ‘صادقانه’ یعنی چه؟ در اروپای غربی کسی نمیدانست ‘کمبود’ یعنی چه؟ و در آمریکا کسی نمیدانست ‘سایر کشورها’ یعنی چه؟
velveshia
از آدم هایی که می خندند بیزارم... خوب می دانم هیچ خنده ای این روزها واقعی نیست... بیایید نقاب ها را برداریم آدمک ها... بدون ِ نقاب هم تو زیبا تری و هم نگاه ِ غمگینت... باور می کنی...؟!!! نچ... نمی کنی...می دانم...!
velveshia
اگر خواستی بدانی چقدر ثروتمندی، هرگز پول هایت را نشمار، قطره ای اشک بریز و دستهایی که برای پاک کردن اشکهایت می آیند، را بشمار. این است ثروت واقعی….
velveshia
اینجا هوا پاییزی سرد است
اینجا دلی در سینه پردرد است
اینجا کسی در فکر مردم نیست
اینجا تمام شهر نامرد است
velveshia
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت
اندیشهای را بالا ببری .
(دکتر علی شریعتی)
velveshia
یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست
velveshia
سخت است حرفت را نفهمند،
سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،
حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد
وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،
اشتباهی هم فهمیده اند.
.:: دکتر علی شریعتی ::.
velveshia
با گفتن یک "عزیزم جایت خالیست " نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کمتر فقط... دل خوش می شوم که هنوز، بود و نبودم برایت مهم است..!
velveshia
من پیوسته از تو گریخته ام به اتاقم کتابهایم ، دوستان دیوانه ام و افکار مالیخولیائیم و تو همواره در پی اثبات سه چیز بودی : اول آنکه تو بی تقصیری ... دوم آنکه من مقصرم...... و سوم با بزرگواری تمام حاضری مرا ببخشی ...
velveshia
تنها 10 دقیقه دیرتر رسیدم ، امـــا... همه چیز دست نخورده بود و بی نقص.. درست مثل صحنه ی جنایت ! فنجان نیمه پر... سیگار ناتمام... صندلی کج... و تکه ای کاغذ... که با شتاب بر رویش نوشته بودی : من <رفتـــــــــــم> ...!!
velveshia
از روزی میترسـم .......
که وقتی بهم میگه ؛ دوستت دارم ،
یاد ِ تــــو بیوفتم ...!
velveshia
ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم
نه به هر قیمتی زندگی کنیم
velveshia
وقتی میپرسه مشکلت چیه؟ نگاهم رو به زمین میدوزم ... دلم قوی شده ... حالا دیگه چیزی برای شکستن نداره سکوت میکنم .. بخشیدم ... عمریست دیگران میشکنند دل را و من میبخشم بغض لحظه ای آرامم نمیذاره ..