vahid
نگذار دیگران نام تورا بدانند همین زلال بیکران چشمانت برای پچ پچ هزار ساله ی آنان کا[!]ت
vahid
دلم واسه اول دبستانم تنگ شده , وقتی تنها یه گوشه از حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟
vahid
مرگ من روزی فرا خواهد رسید روزی از جنس همین امروزها روز سبزی در بهاران یا که نه... روز زردی با غم پاییزها مرگ من روزی فرا خواهد رسید در میان های و هوی کوچه ها چشم خواهم بست بر روی چمن بی خبر از خنده های غنچه ها زیر خاکی سرد، نمناک و سیاه رنگ خواهد باخت سرخ گونه ام لب فرو بسته ز اندوه نهان سرد خواهد گشت آه سینه ام دیگر از لبهای خاموشم کسی نشنود آهنگ عشق و درد را در میان کوچه تاریک شب کس نبیند ناله شبگرد را بعد من آوای باد و رقص برگ می شود گم پشت مات شیشه ها نغمه اندوهبارم می خزد همنوای باد بین بیشه ها گاه شاید قطره اشکی زان میان ریخت از چشمی که باد آن را سترد یا کسی گوید ز اعماق سکوت عاشق لبخندها، افسوس... مرد... راد
vahid
▪ سکوت فریادی است که تارهای صوتیاش را از دست داده.
vahid
اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد بدون کار خدا بوده ! اگه بی محابا دلها از دستها بهم گره خورد بدون کار خدا بوده ! اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خرد نشی بدون تنها محرمت خدا بوده ! حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهایی خفه ات کرده شک نکن تنها مرحمت خداست که از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده .
vahid
دلتنگی من آنقدر بزرگ است که مرا یارای مقابله با آن نیست.
از سکوت اجباری خسته ام.
از خودم .........از تو..........از دنیا خسته ام.
از زندگی سیرم.
ولی دردم گفتنی نیست.
کاش جایی برای آرامش پیدا می شد.
یا قلبی که بی منت و توقع پذیرا من خسته باشد.........
vahid
به تو می نویسم....... به تو که چنان سر مست از زندگی ، همانند خیالی سرکش و بی پروا می تاختی می نویسم. من امروز تو هستم و تو ان فرصت های از دست رفتهء من. پس تو را و سر گذشت تو را مرور میکنم که آینه خود منی... و آن را باز می خوانم تا هر چند زندگی را فرصتی دوباره نیست ولی دانستن گذشته راهگشای آینده است..... هر چند این آینده متعلق به من و تو نباشد.
vahid
نفرینهای عاشقانه همیشه نمیشه در وصف خوبیهای عشقمون بگیم اگه اون بی وفا شد باید باهاش بی وفا بشی نباید بذاری اون بفهمه که اونقدر برات مهمه که با رفتنش زندگیت درب و داغون شده و باید سعی کنی که بگی با رفتنش هنوز زنده ای و پا برجا و هیچ وقت تنها نمی مونی جواب بی وفائی اشک و آه و ناله نیست جوابش موندن و پیروز شدن و به عشقی وفادار رسیدنه دنیا باز هم با وجود تمام نامردیهای ما آدما ادامه داره!...... پس اگه که فکر می کنی بهت ظلم شده می تونی اون احساساتت رو در قالب شعر یا متن ادبی اینجا بیاری لااقلش اینه که خودت یه کم سبک میشی
vahid
آواز تیشه امشب ، از بیستون نیامد / شاید به خواب شیرین ، فرهاد رفته باشد . . .
vahid
بی تـــــفاوت بـاش ... به جــــهــــنم که رفت! مــگر دریا مُـــرد از بــی بارانــی ؟!!
vahid
خدا مرگم بده یعنی شیر خشک هم گرون شد ... !! خدا مرگم بده یعنی شیر خشک هم گرون شد ... !!