دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

vahid
مرد - مجرد
امتیاز: 407.54

دنبال‌شدگان

(9 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(100 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

vahid
yp01doruwpf9rlr2e09.gif vahid

ببار باران که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم ببار باران کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد ببار باران بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد ببار باران که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش ببار باران ببار باران.......که تنهایم

vahid
faa8040da20e.jpg vahid

من به آمار زمین مشکوکم تو چطــــــــــور؟ اگر این سطح پر از آدمهاســـــــــــــــــــــت پس چرا این همه دلها تنهاســـــــــــــــت؟ بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند همه در جمع ولی تنهاینـــــــــــــــــــــــــــــد من که در تردیدم تو چطور؟ نکند هیچکسی اینجا نیســـــــــــــــــــــــــت

vahid
gonjishk.jpg vahid

گاه پرندگان آنقدر سرگرم دانه چیدن می شوند که پرواز را فراموش و آسمان را از یاد می برند . پرتاب سنگ کودکی بازیگوش می تواند یادآور پرواز باشد . پرواز و آسمان را بخاطر بسپار ...

vahid
vahid

به بزرگی گفتم زندگی چند بخش است ؟ گفت : دو بخش ، کودکی و پیری ، گفتم : پس جوانی چه شد ؟ گفت : با بی وفایی ساخت با عاشقی سوخت و با جدایی مرد

vahid
vahid

روزگارم این است : دلخوشم با غزلی تکه نانی ، آبی جمله ی کوتاهی یا به شعر نابی و اگر باز بپرسی گویم : دلخوشم با نفسی حبه قندی ، چائی صحبت اهل دلی فارغ از همهمه ی دنیایی ...

vahid
vahid

کاش فاصله ها مثل سیاهی مداد بودند تا هنگام دلتنگی..می شد آنهارا پاک کرد.

vahid
vahid

من به تو مثل همیشه گفتم که تو را می خواهم تو ولی مثل همیشه رفتی که تو را می خواهند

vahid
heart-break09.gif vahid

اهل کوچه همه رفتند ولى ما ماندیم حقمان است اگر بى کس و تنها ماندیم هیچ تقصیرکسى نیست اگر رنجوریم روشنى هست، خدا هست فقط ما کوریم

vahid
vahid

به خودت مي گي اصلاً واسه چي دوستش دارم؟ مگه کيه؟ مگه واسم چيکار کرده؟ مگه چي داره که از همه بهتر باشه؟ اصلاً من که خيلي از اون بهترم.... بعد به خودت مي خندي که اصلاً واسه چي اينقدر خودتو اذيت کردي؟ يهو، يه چيزي يادت مياد.... يه چيز ِ خيلي کوچيک....يه خاطره....يه حرف....يه لبخند....يه نگاه....و بعد.... همين کافيه تا به خودت بياي و مطمئن بشي که نمي توني فراموشش کني

vahid
vahid

می پوشانم دلتـنگی ام را با بستری از کلمات اما باز کسی در دلم " تــــــو " را صــدا می زنـــد ...

vahid
images.jpg vahid

مشق دلتنگی وقتی دلم هوای دلتنگی می کند خواب هیچ شقایقی را پرپر نمی کنم و برای هیچ پروانه ی عاشقی شمع نمی سوزانم... تنها کمی حوصله می خواهد تا باران بگیرد و باغچه به سکوت درختان پایان دهد آن وقت تکیه می کنم روی شانه های چمن و در سکوت پرنده های عاشق شعر می خوانم...

vahid
49186491472314243221.jpg vahid

وقتی تواوج دوست داشتن باشی وباتمام وجودت کسی رودوست داشته باشی ودرست توهمون لحظه ببینی همه چیزخواب وخیال بوده،تولحظه ای که همه ی آدماروتوشادی خودت سهیم می کنی ببینی که خودت غمگین ترین آدم هستی ،وقتی که فکرمی کنی پات رو،جای محکمی گذاشتی اماوقتی که خوب نگاه میکنی می بینی که زیرپات خالی هست،وقتی که باورنکنی که همه چیزدروغ بوده وتوی نهایت ناباوری به باورنابودی همه اون عشق وعلاقه برسی جوری بی صدامی شکنی که هیچ کس حتی خودت هم صداش رونمی شنوی.

vahid
vahid

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا، دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را... این جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد! سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند! فرصت نداری صندوقت را خالی کنی! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بکشی‌اش... شروع می‌کنی به خرج کردنشان! توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی توی رقص اگر پا به پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برای یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی، یک با من می‌مانی؟ بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند!! متهمت می‌کنند به هیزی...! به مخ زدن به اعتماد آدم‌ها...! سو استفاده کردن، به پیری و معرکه گیری

vahid
vahid

چه زیبا نقش بازی می کنیم … و چه آسان در پشت نقابهایمان پنهان می شویم ؛ حتی خدا هم از آفرینش چنین بازیگرانی در حیرت است … .

vahid
vahid

شـوق پـرکـشیـدن است در سرم قـبول کـن دلشکـسته‌ام اگـر نـمی‌پـرم قــبول کـن ایـن کـه دور دور بـاشم از تـو و نبـینـمت جـا نـمی‌شود بـه حجـم بـاورم، قـبـول کـن گـاه، پـر زدن در آسمان شعـرهـات را از من، از مـنی کـه یـک کبـوتـرم قبـول کـن در اتـاق رازهـای تـو سرک نـمی‌کـشم بیــش از آ‌نـچه خـواستی نـمی‌پـرم،‌ قـبول کن قـدر یـک قـفس که خلوتـت به هم نـمی‌خورد گــاه نامه می‌بـرم می‌آورم،‌ قــبـول کــن گفته‌ای که عشق ما جداست،‌ شعرمان جدا بـی‌تـو من نه عاشقم، نه شاعـرم،‌ قبول کن