دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

vahid
مرد - مجرد
امتیاز: 407.54

دنبال‌شدگان

(9 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(100 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

vahid
vahid

شب ها به وقت خواب از طرف من وجدانت را ببوس اگر بیدار بود ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
vahid
d1aa35d3db8c61d58d3ae4a947652b4d-300.jpg vahid

وقتی یـار قــدر یـار را نـدانـد... غـریـبـه جـفـت شـش می آورد

vahid
vahid

گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی

vahid
1tizzlbnnu3npzx5rt3n.jpg vahid

شب ، بوی تنهایی می دهد ... شب ، چشم های پر از خوابی را دارد که خیره شده اند به نوشته های تلخ ... چشم هایی که دنبال جمله ای اند ، که حرف دلشان باشد... دنبال واژه هایی که دردشان را به اشتراک بگذارند ...! دنبال کسی که بگوید حرفهایی که گفتنشان سخت است ... شب ، بوی تنهایی می دهد ... بوی درد ، بوی غم ، بوی اشک های پنهانی ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
vahid
vahid

جاده مرا صدا میزند... راه مرا میخواند... بگذار بخواند!من کوله بار خویش بسته ام! پس...قدم در راه خواهم گذاشت... پا به پای جاده خواهم رفت.. هم نفس با ثانیه ها،خواهم دوید.. و می دانم که این راه راهی است پر از چاه، پر از کوره راه، پر از پستی، پر از بلندی، پر از فراز، پر از نشیب... و پر از با تو بودن و پر از بی تو بودن! و میخواهم که عاجزانه از تو بخواهم تا راهنمای من گردی... و مئنس و انیس و یار من شوی، که محتاجم به راهنمایی تو،در این راه پراز بی راهه ی زندگی... پس مرا به سوی خویش بخوان و از استان بلندت مران!

vahid
3084.jpg vahid

غم روی جوانی کرده پیرم که نزدیک است از شوقش بمیرم خردمندان همه دیوانه گردند اگر بینند یار بی‌نظیرم دل و جان من از شادی هدف بود چو چشم مست او میزد به تیرم مرا بی‌دوست خوابی نیست، هرچند کنی بستر ز خارا یا حریرم به عهد کودکی هم دایهء من به شهد عشق می‌آمیخت شیرم ز بند هر که گوئی می‌گریزم ولی از دام زلفت ناگزیرم

vahid
vahid

مچاله کن. . . بشکن. . . خط بزن. . . خلاصه راحت باش. . . ارث بابات که نیست. . . دل تنهای منه. .

vahid
vahid

هی فلانی می دانی ؟ می گویند رسم زندگی چنین است... می آیند.... می مانند...... عادت می دهند.... ومی روند. وتو در خود می مانی.. و تو تنها می مانی.. راستی نگفتی؟ رسم تونیز چنین است؟.... مثل همه فلانی ها....؟

vahid
05.jpg vahid

این نیمكت تنهایی منه. یادم نمیاد تا حالا با تو روی این نیمكت نشسته باشم ولی تا دلت بخواد به یاد تو نشستم رو این نیمكت و جاتو خالی كردم........................... به امید روزی كه خودت جای خالی خودتو پر كنی...........................

vahid
35913601658201403037.jpg vahid

چه رسم جالبی است !!! محبتت را میگذارند پای احتیاجت … صداقتت را میگذارند پای سادگیت … سکوتت را میگذارند پای نفهمیت … نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت … و وفاداریت را پای بی کسیت … و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!

vahid
49186491472314243221.jpg vahid

تنهایی شراب زهر آلودی است که همگان از آن بیزارند...... خوردنش مستت میکند اما عوارض جانبی اش را باید به جان خرید......... و من چه دیوانه وار هر روز و هر شب مست شراب تنهایی ام......... آخر میدانی... خربزه ای خور ده ام و عمریست که پای لرزش نشسته ام......

vahid
6977123134110.jpg vahid

دریا ساكت ترین پدیده ای است كه با تمام وجود می تپد... می غرد... موج می زند... می كوبد... ولی دم نمی زند ... لام تا كام حرف نمیزند... شكایتی نمی كند... من هم از دریا یاد گرفتم كه با تمام وجودم لال شوم................................................

vahid
23844504786466648027.jpg vahid

همیشه تنهایی میرم پارك . میشینم روی نیمكت و چشامو میبندم...... به این امید كه وقتی چشامو باز كردم ... تو كنارم نشسته باشی... ولی حیف... تنهایی ... بیشترین چیزیه كه نصیبم میشه...

vahid
0.010648001339441050_irannaz_com.jpg vahid

هوا بارونی بود. پشت فرمان تو یه خیابونه خلوت مشغول رانندگی بودم. زوج جوانی رو دیدم که داشتن پیاده میرفتن. آقا کتشو درآورده بود و گرفته بود رو سر همسرش. هر دو تاشون خیس آب بودن ولی انگار نه انگار... میخندیدن و حرف میزدن و پیاده روی میکردن........... دلم گرفت. سرمو از پنجره آوردم بیرون و به آسمون نگاه کردم............................... حتی آسمون هم واسه تنهایی من گریه میکرد

vahid
533336_384376681621563_2139654988_n.jpg vahid

چقدر پر می کشد دلم ...! به هوای تـــــو! انگار تمام پرنده های جهان در قلبم آشیانه کرده اند!