vahid
در آن هنگام که دستان نسیمی سرد ز روی سنگفرش هرخیابان میبرد پوسیده برگی را... در این اندیشه می مانم ! اگر روزی بیوفتم از دو چشمانت...کدامین بادخواهد برد... تن زرد و فروپاشیده ی من را...؟؟؟
vahid
همیشه روزهایی هست، که انسان در آن کسانی را که دوست می داشته است " بیگانه" می یابد!
vahid
زلال که باشی سنگ های کف رود خانه ات را می بینند . بر می دارند و نشانه می گیرند درست به سوی خودت. . . . این است رسم دنیای ما . . . !!!!!
vahid
چون نهالی سست میلرزد / روحم از سرمای تنهایی میخزد در ظلمت قلبم / وحشت دنیای تنهایی . . .
vahid
دیواری ساخته ام از جنس غرور با بافته ای از باورهایم تا در روزهای تنهایی و دلتنگی به آن تکیه کنم . . .
vahid
وقتی بهت خیانت میکنن تنهایی از همه چی بهتره . . .
vahid
تنهایی … دیوار … قهوه های سر رفته از حوصله ام اتاقی که چهار تاق باز ، روی من خوابیده چشم هایی که از ساعت ، کار افتاده ترند و شانه های تو ، که زیر بار ِ باران نمی روند باید گریه ام را روی بی کسی هایم تنظیم کنم و این یعنی تنهایی
vahid
تنهایی را باید با خط بریل می نوشتند شنیدنش کافی نیست ، باید لمسش کرد . . .
vahid
روزی اگر نبودم، تنها آرزوی ساده ام این است; زیرلب بگویى: “یادش بخیر”
vahid
عشق عینک سبزی است که با آن انسان کاه را یونجه میبیند....
vahid
بچه 9 ساله الان کامپیوتر داره اینتزنت داره [!]بوک داره توییتر داره ایکس باکس داره پی اس تری داره آیفون داره ویدیو سی دی داره موبایل داره آیپاد داره... بچه 9 ساله زمان ما دفتر نقاشی داشت خمیر بازی داشت دبرنا بازی میکرد با نخود و لوبیا توپ دو لایه میکرد که حس توپ چهل تیکه بهش دست بده گل یا پوچ، چشمک، شاه دزد وزیر، اسم فامیل، خر پلیس، هفت سنگ دیگه فوق فوقش یه آتاری یا میکرو با کلی التماس براش میخریدن
vahid
من تنها نیستم! فقط کمی تنهایم! همین!!! چرا نگاه میکنی! تنها ندیده ای؟؟؟
vahid
خـــنــــدمـــــــــــــ مـــــیــ گیـــــرد از تقــــــلایــــــت ای دنـیــــا که چگــونــه در پی آنــی که زمینـــم بزنی ایـــــــــــــــــــــــــ دنــــــــیــــــــــایـــ پــــــــــــــر از ســـــــــــــــــــــــراب ایــــــــــــــن را بـــــدانـــــــــ: اگـــــر تمام غم هایـــت را بر دلــم فرو ریزیــ ، هرگــز در مقابلـــت کمــر خمـــ نخواهـــم کـــرد اگـــــر تمام دردها و رنـــج هایت را بر ســـرم آوریـــ ، هرگـز در مقابلــت زانــو نمـــی زنم اگــــــرتمام سختی ها را زمینه راهم کنی، هرگز زندگی را در مقابلت نمی بازم اصــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا هـــر چه خــواهی کــن، هــر چــه خواهــی باشــ... ولـــیـ همـــیشــه ایــــن را بـــدان من ، خـــــــدا را دارم!
vahid
وقتی که میگویی دوستت دارم اول روی این جمله فکر کن شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود!!