vahid
خنده هاى تــو آرزو هاى منن بخند . . . تا برآورده شوند . . .
vahid
نمی دانــم . . . چــرا بیــن ایــن همــه آدم پــیــله کــرده امــ بــه تــو شــاید فــقط با تــو پروانــه می شـــوم . . .
vahid
آشــوب همان حس غریبی است كه دارم وقتی كه به لبهای تو "لبخند" نباشد . . .
vahid
بـوى رویـآ مى دهـد چشـ ـمآنت را میگـویـم ، پــلك نــزن خوآب ِ مـــرآ میــشِـكنی . . .
vahid
دلم فریاد میزند . . . دستانم را كه به آرامى میفشارى گونه ام را كه با شیطنت میبوسى عابران اخم كرده را كه میخندانى دلم فریاد میزند نكند این بی خبران عشقمان را چشم كنند ؟!
vahid
آدم برفی از خجالت آب شد... وقتی که دید.... کودک گرسنه ای به هویج دماغش زل زده...
vahid
اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو ""دوستش داری""
vahid
بعضی زخمها را باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی اما بعضی زخمها باید باقی بمونه که راهت رو هیچ وقت گم نکنی..
vahid
وقتی عمق یک ارتباط رو نمیتونی تخمین بزنی شیرجه زدن... اصلا کار عاقلانهای نیست!
vahid
خندیدن، خوب است . قهقهه، عالی است گریستن، آدم را آرام می کند اما...اما... لعنت بر بغض . . . چقدر سرد است! وقتی… دلتنگتم و نیستی ...
vahid
مــَـن بـی تــو شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛ تـــو بــی مـَـن چــِـه خــواهــی كــــرد؟ اصـــلا" یــــادت هَستـــ كــِــه نیستــَـمــ ...؟!
vahid
رفتن کار آسانی نیست دَلیل میخواهد که من ندارم اما برای ماندن ..چرا.. دِل ؟؟از این دلیل هویدا تر؟؟
vahid
همیشه تـــوها میروند و من ها تنـــها می شوند . . . اما این بـــار من میـــروم و تـــو با کسی دیگر مـــا می شوی . . .
vahid
امروز یک لحظه دلم خواست که... روی خطوط سفید... بــ ریده بریـــ ده وسط خیابان... بایستم!!! و بگذارم که مرگ از زندگی سبقت بگیرد...!!!
vahid
تنهـا بودن قـدرت مـیخــواهــد و ایـن قــدرت را کســی بـه مـن داد که روزی مـی گفت تنهــایت نمی گذارم