vahid
ذهنم مسموم ، خواب هایم آشفته ، خنده هایم فتوشاپی ، درد و دل هایم با دیوار دنبالر ! میزان همدردی ها هم با لایک !!! نسل من است ، نسل سوخته ی من ...
vahid
انسانی که در نبرد زندگی می خندد قابل ستایش است.
vahid
تو مرا می فهمی... من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است... تو مرا می خوانی... من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من خواهی ماند...
vahid
یک نفر دلتنگ است یک نفر می گرید یک نفر سخت دلش بارانیست یک نفر در گلوی خویش بغض خیس و کالی دارد یک نفر طرح وداع می کشد روی گل سرخ خیال
vahid
نشانی تو فقط بغض همه ی سنگ ها و یک دلِ سیر گریه کردن ابرهاست٬ و سرخی نشکفته یک خاک٬ پریدن اولین سهره ی بیدار٬ و دستخطی ساده٬ پریده رنگ از نامه ای که هیچگاه به مقصد نرسید. نشانی تو…. راستی نشانی تو کجاست؟
vahid
عشــق یعنـــــی . . . تو گوشیت یه سری اس ام اس هست کـه عـمـرا دلــت بـیـاد پـاکـشـون کـنـــی
vahid
از دورها می آیی و فقط یک چیز... یک چیز کوچک در زندگی من جابجا می شود این که : دیگر بدون تو در هیچ کجا نیستم...
vahid
جهنـــــمـﮯ بـپـــا میــــکنــد دلــــــــم / .. وقـــــتـﮯ شـــــــعرﮯ بیــــــاید و تــــو میــــــان آن نبــــاشــــﮯ .. / .
vahid
هــــــرگــز بـه گذشته برنگــــــــرد اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمیگشــت هیچوقت یک پرنسس نمیشد…
vahid
ماهیگیر قلابت را بدون طعمه بینداز اینجا … پر است از ماهیانی که از زندگی سـیر شده اند …
vahid
گاهی وقتها به خاطره دل کسی که دوسش داری هم که شده ... رو صورتت نقاب میزنی ... !
vahid
پشتِ ویترینِ مغازه ها جنس هایی هست که خیلی گرونن یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که ارزونه .. اما گاهی یه گوشه ای یه چیزی میذارن که شاید کهنه باشه شایدم معمولی اما روش نوشته فروشی نیست آدم باید از اون جنس باشه.....!