دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

vahid
مرد - مجرد
امتیاز: 407.54

دنبال‌شدگان

(9 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(100 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

vahid
vahid

برقص چنانکه گویی کسی تو را نمی بیند عشق بورز چنانکه گویی هرگز آزرده نشده ای بخوان چنانکه گویی کسی تو را نمی شنود زندگی کن چنانکه گویی بهشت روی زمین است خودت رو از قید هرچه رنگ و روشنایی باخته، برهان بذار نو به زندگیت وارد بشود

vahid
vahid

زخم که میخوری مزه مزه اش کن...حتما نمکش اشناست!!!!!!

vahid
cgxut2qri7cyldrv5pyz.jpg vahid

می گویند :شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند!و من یاد ِ مردی می افتم ،که با کمانچه اش گوشه ی ،خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ...!

vahid
vahid

سهراب قایق دیگر جوابگو نیست.... کشتی باید ساخت!!! این جا مثل من زیاد است!!!

vahid
normal_Avazak_ir-Love135.jpg vahid

دست می سوزد با سیگار به خودت می آیی یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند نه دستی که شانه هایت را بگیرد نه صدای که قشنگ تر از باد باشد تنهایی یعنی این…!!!

vahid
8mb4rfk9fgn15gvtp1w.jpg vahid

چترها را باید بست ... زیر باران باید رفت عشق را زیر باران باید جست

vahid
7a18f0bbc51ba3d226a92987f134f60c-300.jpg vahid

چند روز است ... دائم به زیر دل ات فکر میکنم .. خوشی ها دقیقا کجایش زدند ؟؟ که راحت قید همه چیز را زدی !!؟

vahid
vahid

بابام حسرت زمان باباش را میخورد... منم حسرت زمان بابام... اما اگه بچه من بخواد حسرت زمان منو بخوره... همچین با پشت دست میزنم تو دهنش که نفهمه از کجاخورده

vahid
vahid

پشه ها مثل خودمونن، فقط محبت ندیدن؛ اصلا هممون یه پشه درون داریم کـــه آماده ی مکیدن خونِ این و اونِ...!

vahid
nmx6rn.jpg vahid

هر از گاهی توقف در ایستگاه بین راه، فرصت خوبیست برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راهی که پیش روست. گاهی برای رسیدن باید نرفت !!!

vahid
vahid

به یکدیگر مهر بورزید‌‌ اما از مهر بند مسازید: بگذارید که مهر دریای مواجی باشد در میان دو ساحل روحهای شما.

vahid
vahid

عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی / عشق داند که در این دایره سرگردانند ...

vahid
911094adea46bf2e2c67e9647a0c766a-200.jpg vahid

فکر نمیکردم چوب ِ “صداقت” اینقدر درد داشته باشه !

vahid
4963960-lg.jpg vahid

هنوز هم دلم تنگ می شود برای محض حرف زدنت و برای تکیه کلامهایت که نمی دانستی فقط کلام تو نبود من هم به آنها ... تکیه داده بودم.

vahid
1341564686613473_large.jpg vahid

سکوت می کنم! نشنوید صدای گله هایم٫ و محکم بگیرید گوشهایتان. بگذرید از روزگار نمناکم ونگویید چقدر ساده لوح و حیران است. آن منم که در این باروری خورشید٬ " تاریکم" ریشه هایم زخمی ، ناله هایم بی رنگ این منم ساده دل کودک شهر! دیگر نخواهم گفت دلتنگم ...