دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

vahid
مرد - مجرد
امتیاز: 407.54

دنبال‌شدگان

(9 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(100 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

vahid
vahid

این اتــاق ِ مَن استـــــ .. وقتــے وارد شدی .. آنقـــدَر کوچَکـــــ مے شـَـــوَد .. کــهـ دیــگـر جــایــے بَــــرای نـشستَــن بـاقـــے نَخواهَـــد مانــــد .. مَـگـر دَر آغــــوش ِ مَـــن ...

vahid
134481653118.jpg vahid

حال آدم خراب پرسیدن ندارد اما ... دستانش گرفتن دارد.

vahid
vahid

حــواسم را ... پرت کرده ای ... آنقـــــــــدر دور ... که دیگر ... یــادم نیست تو رفته ای و من ... حـــــــواسم نیست (!)

vahid
1345127850559439_orig.jpg vahid

آشــوب همان حس غریبی است كه دارم وقتی كه به لبهای تو "لبخند" نباشد . . .

vahid
vahid

اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو ""دوستش داری""

vahid
46231304240810981378.jpg vahid

تنهـا بودن قـدرت مـیخــواهــد و ایـن قــدرت را کســی بـه مـن داد که روزی مـی گفت تنهــایت نمی گذارم

vahid
IMAGE634668851598445544.jpg vahid

ذهنم مسموم ، خواب هایم آشفته ، خنده هایم فتوشاپی ، درد و دل هایم با دیوار دنبالر ! میزان همدردی ها هم با لایک !!! نسل من است ، نسل سوخته ی من ...

vahid
vahid

یک نفر دلتنگ است یک نفر می گرید یک نفر سخت دلش بارانیست یک نفر در گلوی خویش بغض خیس و کالی دارد یک نفر طرح وداع می کشد روی گل سرخ خیال

vahid
vahid

نشانی تو فقط بغض همه ی سنگ ها و یک دلِ سیر گریه کردن ابرهاست٬ و سرخی نشکفته یک خاک٬ پریدن اولین سهره ی بیدار٬ و دستخطی ساده٬ پریده رنگ از نامه ای که هیچگاه به مقصد نرسید. نشانی تو…. راستی نشانی تو کجاست؟

vahid
vahid

از دورها می آیی و فقط یک چیز... یک چیز کوچک در زندگی من جابجا می شود این که : دیگر بدون تو در هیچ کجا نیستم...

vahid
eshgh.. (3).jpg vahid

خدایا، چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند، عظمت عشق تو را نمی شناسم. فقط میدانم که معبود این دل خسته هستی و اگر دیده از من برگیری خواهم مرد

vahid
vahid

پشتِ ویترینِ مغازه ها جنس هایی هست که خیلی گرونن یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که ارزونه .. اما گاهی یه گوشه ای یه چیزی میذارن که شاید کهنه باشه شایدم معمولی اما روش نوشته فروشی نیست آدم باید از اون جنس باشه.....!

vahid
vahid

پشتِ ویترینِ مغازه ها جنس هایی هست که خیلی گرونن یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که ارزونه .. اما گاهی یه گوشه ای یه چیزی میذارن که شاید کهنه باشه شایدم معمولی اما روش نوشته فروشی نیست آدم باید از اون جنس باشه.....!

vahid
vahid

مداد رنگی ها مشغول بودند ....بجز مداد سفید ....هیچ کس به او کار نمیداد ...همه میگفتند تو به هیچ دردی نمیخوری یک شب که همه مداد رنگیها در سیاهی کاغذ گم شده بودند ....مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید ....مهتاب کشید .....و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچکتر شد......صبح در جعبه مداد رنگیها جای خالی او با هیچ رنگ دیگری پر نشد!!1!

vahid
1335533587_10.jpg vahid

دیدارِ خدا بُوَد مُیَسَر با دیده ی دل، نه دیده ی سر . . .