yase kabud
عجب از آدمی، که نشانههایت را میبیند و انکارت میکند ؛ و عجب نیست از تو که انکارش را میبینی و مهربانی میکنی . . . چون تو مهربانترین مهربانانی ...
yase kabud
تو با منی ... هرکجا که میروم ... خـــُـداوندا ... تــــو در یاد منی آسمان به آسمان ... کوچه به کوچه ... رویا به رویا... هـر کجا که می روم تو با منی... ولی باز دلم برایت تنگ می شود...
yase kabud
مهربان و ساده و بی كینه است / مثل نوری در دل آیینه است / عادت او نیست خشم و دشمنی / نام او نور و نشانش روشنی /خشم، نامی از نشانی های اوست/ حالتی از مهربانی های اوست ...
yase kabud
به سیل اشک باید شست راه کاروان را/ هنوز از جبهه میآرند تابوت جوانها را /کدامین کاروان آهنگ یوسف با خودش دارد/ غم ابرو کمان ها مینوازد قد کمانها را /نه پیراهن به تن مانده نه بوی پیرهن مانده /امان از این چنین داغی که میبرد امانها را /به ما با چشم و ابرو گفته بودند از چنین روزی /ولی باور نمیکردیم این خط و نشانها را /به دنبال جوان خوش قد و بالای خود بودند /همانانی که با خود میبرند این استخوانها را /اگر دریا نمیگنجد به کوزه با چه اعجازی /میان چفیه پیچیدند جسم پهلوانها را /خبر دادند یوسفها به کنعان باز میگردند/ ندانستیم با تابوت میآرند آنها را /به روی شانه لرزان مردم یک به یک رفتند/ خدا از شانه مردم نگیرد این تکانها را ...
سلامــــــــــــــ گلمــــــــــــ خوبی
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 29 دقيقه قبلسلام دوستم ، ممنون ... شما خوبی؟
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 26 دقيقه قبلمرسی به خوبیه تو گفتم عرض ادبی بکنمــــــــــ گلمـــــــ
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 23 دقيقه قبلممنون عزیزم ...خیلی گلی ...
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 21 دقيقه قبل




13 سال و 9 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 19 دقيقه قبل