دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yase kabud

یاس بوی مهربانی می دهد ... درباره »
yase kabud
زن
امتیاز: 3467

دنبال‌شدگان

(251 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(464 کاربر)

گروه‌ها

(174 گروه)

بازدید

yase kabud
345_20090824_1997596080.jpg yase kabud

/ ...

yase kabud
n00022179-b.jpg yase kabud

منم مثل تو مات این قصه ام... تو هم مثل من امشبو دعوتی... درست توو همین ساعت و ثانیه... سزاوار زیباترین رحمتی... توو این حس و حال عجیب و غریب... دو تا بال می خوای که روو شوونته... تو از هر مسیری بری می رسی... تو از هر دری بگذری خوونته.... از این سفره ها معجزه دور نیست... ببین دست دنیا توو دست منه... دعا می کنم تا اجابت بشه... دعا می کنم چون دلم روشنه... من از عشق بارون به دریا زدم... به بارونو به آسمون دعوتیم... چه مهمونی با شکوهی شده!!! توو این لحظه هایی که هم صحبتیم ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آرشیو آواتار دنبالریون
ya fateme.jpg آرشیو آواتار دنبالریون
توسط yase kabud

اینم آواتار من از 22/ 03 / 91 تا به امروز ... yase kabud {دیدگاه}

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
yase kabud
در ظهور

دلم به ” مستحبی ” خوش است که جوابش ” واجب ” است السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه...

yase kabud
Doaye ahd.jpg yase kabud
در ظهور

قصه بگو تا بخوابم... امشب قصه ی آمدنت را می خواهم می خوانی؟؟!! نمی دانم چرا چشمانم گاهی... بی اختیار؛ خیس می شوند... می گویند حساسیت فصلیست آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم... ...اللهم عجل لولیک الفرج

yase kabud
604306_J2ZR1mTu.jpg yase kabud
در ظهور

چشمانم را باز می کنم نمی بینمت... این بی رحمانه ترین اتفاق هر روز است!!!

yase kabud
313+1.jpg yase kabud
در ظهور

در کوی نیک نامان... مارا گذر ندادند.... گر تو نمی پسندی... تغییر ده قضا را!!!

yase kabud
yase kabud
در ظهور

چه کسی می داند؟ شاید آن شادترین لحظه ما در راه است …

yase kabud
4(94).jpg yase kabud

پسرم می پرسد : تو چرا می جنگی؟ من تفنگم در مشت / کوله بارم بر پشت /بند پوتینم را میبندم /مادرم آب و آیینه و قران در دست/ روشنی در دل من میبارد /بار دیگر پسرم می پرسد: تو چرا میجنگی ؟ با تمام دل خود میگویم : تا چراغ از تو نگیرد دشمن .

yase kabud
yase kabud
در ظهور

آقا غروب جمعه ها با آه سردم ... با آل یاسینت نشستم ... گریه کردم... هر صبح جمعه ندبه خواندم تا بیایی تا با حضورت جان بگیرد روشنایی...

yase kabud
21.jpg yase kabud
در ظهور

آقا اجازه! ............ باشد! صبور می شوم اما تو لااقل دستی برای من بده از دورها تکان... آقا اجازه! خسته‌ام از این همه فریب از های و هوی مردم این شهر نانجیب. آقا اجازه! پنجره‌ها سنگ گشته‌اند دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب .آقا اجازه! باز به من طعنه می‌زنند، عاشق ندیده‌های پر از نفرت رقیب...

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
-emame-zaman.jpg yase kabud
در ظهور

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر/ باران بیار و باز بباران از آسمان/ اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو! آقا اجازه! ما که نه در این و نه در آن! یک پای در جهنم و یک پای در بهشت یا زیر دستهای نجیب تو در امان!

yase kabud
yase kabud
در ظهور

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان! قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران/ آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان / دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان! قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا! اصلا به این نوشته بگویید «داستان» من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
1_mahdi7.jpg yase kabud
در ظهور

آقای من .... خسته خسته آمده ام ... تشنه تشنه برم مگردان .... عطشت ، می کشتم .آمدنم رنجیده ات می کند ، می دانم .... نام تو بر زبان ـ مثل ـ منی ،‌ شرمسارت می کند ؛‌ می دانم .... اما ؛ چه باید می کردم ؟! چون همینمو بدم ، رهایت می کردم ؟ چون ز ـ راهت جدایم ، ز هوایت هم دور می افتادم ؟! چون سیاهم ، می رفتم و می رفتم و می مردم ؟! مهربــــــــان ـ عالم ؛ من همانم که می شناسیم ، همانم که دور افتاده ام .... همانم که جز تو ندارم ، جز تو نمی خواهم ؛ همانم که دوستت دارم ، تنها تو را دارم ؛ بمـــــــــــانم ؟! یا بــــــــــــــــروم ؟!

yase kabud
emam_zaman.jpg yase kabud
در ظهور

سلام حضرت دلبر ، سلام قرص قمر ، زمین که لطف ندارد ، از آسمان چه خبر؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yase kabud
yase kabud