دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yase kabud

یاس بوی مهربانی می دهد ... درباره »
yase kabud
زن
امتیاز: 3467

دنبال‌شدگان

(251 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(464 کاربر)

گروه‌ها

(174 گروه)

بازدید

yase kabud
345_20090824_1997596080.jpg yase kabud

/ ...

yase kabud
qrs3.jpg yase kabud

نقطه سرِ سطر ، بچه ها بنویسید! / با خط درشت ، عشق را بنویسید / تکلیف شب شماست در دفتر دل / صد مرتبه از روی خدا بنویسید ...

yase kabud
3567.JPG yase kabud

داریم میان چاله ها می گردیم/ در دور و بر تفاله ها می گردیم / چون گربه به دنبال خوراکی مانده / عمری ست سر زباله ها می گردیم ...

yase kabud
emam zaman.png yase kabud
در ظهور

از مرز ابرهای بهاری عبور کرد / چشمی که رد پای شما را مرور کرد / تنها به شوق لمس شما ابر بی‌امان / یک شهر را به وسعت باران نمور کرد/ روزی هزار مرتبه تقویم نا‌امید/ تاریخ روز آمدنت را مرور کرد/ تأثیر یک غروب غم‌انگیز جمعه بود/ مضمون این غزل که به ذهنم خطور کرد /اصلاً خیال روی شما سال‌های سال/ دیوان شاعران جهان را قطور کرد ...

yase kabud
-emame-zaman.jpg yase kabud
در ظهور

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت‏ /دست مرا بگیر كه آب از سرم گذشت‏ /مانند مرده‏ای متحرك شدم، بیا /بی تو تمام زندگی ‏ام در عدم گذشت/‏ می‏خواستم كه وقف تو باشم تمام عمر /دنیا خلاف آنچه كه می‏خواستم گذشت/‏ دنیا كه هیچ، جرعه آبی كه خورده ‏ام‏/ از راه حلق تشنه ی من، مثل سم گذشت/‏ بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ‏ایم‏/ از خیر شعر گفتن، حتی قلم گذشت/ تا كی غروب جمعه ببینم كه مادرم‏ / یك گوشه بغض كرده، كه این جمعه هم گذشت‏ /مولا! شمارِ درد دلم بی‏نهایت است‏/ تعداد درد من به خدا از رقم گذشت‏ /حالا برای لحظه ‏ای آرام می‏شوم‏ /ساعات خوب زندگی ‏ام در حرم گذشت‏

yase kabud
12viu09q.jpg yase kabud
در خدا

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالـــــم /نکند فرق به حالــــــم چه برانــــی ... چه بخوانــــی/چه به اوجـــــــم برسانی ... چه به خاکـــــم بکشانــی /نه من آنـــم که بــرنجم نه تو آنـــــی که بـــرانی

yase kabud
yase kabud
در حجاب

خانمی میگفت: می گویند سیاهی چادرم چشم را میزند! چشم آدم های حریص و نا پاک را ، چشم را که هیچ ! خبرندارند تازگی ها دل را هم می زند! دل آدم های مریض و بیمار دل را! از شما چه پنهان چادرم دست و پا گیر هم هست! دست و پای بی بند و باری را می بندد! چادر برای کسانی است که نمی خواهند عزت آخرتشان را به بهای نا چیز لبخند های هرزه بفروشند! چادرم سند بندگی و عبودیتم را امضا می کند!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yase kabud
esteghfar.jpg yase kabud
در خدا

هیچ راهی غیر از خودت وجودندارد ...

yase kabud
27.jpg yase kabud

دستم به سوی معصیت/ هردم شتابان درغلط /هستم از این غم در سقط /استغفر الله العظیم/ پایم به کار دنیوی /باشد عجب چابک قوی/ شل شد به راه معنوی/ استغفر الله العظـــــیم /از خوردن پرهمچو خر/کاهل بخفتم تا سحر/ از روز محشر بی خبر /استغـــــــفرالله العظـــیم/ یارب گناهان کرده ام /با قول شیطان کرده ام /این لحظه ارمان کرده ام /استغـــــفرالله العظیم /شاها به حق مصطفی/ هم چهار یار باصفا/ ما را مگردان بی نوا/ استغــــــــــــفر الله العظیم/ داری که تا جان در بدن /ناحق زبان اندر دهن /هر دم بگو مسکین من /استغــــــــــفرالله العظیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
ENSAN
71957529989766033092.jpg ENSAN
توسط yase kabud

ما آدمها ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
99829_LW38BDbt.jpg yase kabud
در خدا

خدایا ... با همه ی فاصله‌ای که از تو گرفته‌ایم ... هنوز هم ، چقدر به ما نزدیکی ...

yase kabud
yase kabud

تو رو می سپرم به خاک ... تو رو می سپرم به عشق ... برو با ستاره ها ... حتی سردی مزارت هم آرامشم بود بابای آسمونی... کاش می شد...تنها یک بغل دیگر بابای من، بمانی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ENSAN
ENSAN
توسط yase kabud

اينجا ميـانـمار... اين كودك اگر چشم هايش بادامي نبود، اگر آبي بود اگر موهايش طلايي بود اگر پدرش اراجيف دالايي لاما و كليساها را نشخوار مي كرد و اگر مادرش رقص باله بلد بود حالا تيتر يك همه ماهواره ها بود و عكس روي جلد تايم TIME اما حالا چيزي نمانده تا او را هم در كوره ها به آيين بودا و مسيح صلح طلب رهنمون كنند بودايي ها 20هزار مسلمان را سوزانده اند و مجسمه بودا و هيلاري كلينتون و دالايي لاما به هم لبخند مي زنند و ما، وزارت خارجه، مجلس، و همه همراه باراك اوباما و بي بي سي و نتانياهو تصميم گرفته ايم تماشا كنيم ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yase kabud
yase kabud

سلام بر تو ای ماه خوب خدا. با این همه عظمتت به خانه ی تنگ و تاریک دلهایمان قدم نهادی. خوش آمدی. آمدی و از حضور خدا سرشارم کردی...

yase kabud
yase kabud

دلت را بتکان... غصه هایت که ریخت ، تو هم همه را فراموش کن/ دلت را بتکان /اشتباه هایت وقتی افتاد روی زمین/ بگذار همانجا بماند/ فقط از لابه لای اشتباه هایت ، یک تجربه را بیرون بکش قاب کن و بزن به دیوار دلت ...دلت را اگر محکم تر بتکانی تمام کینه هایت هم می ریزد و تمام آن غم های بزرگ و همه حسرت ها و آرزوهایت ... باز هم محکم تر از قبل بتکان تا این بار همه ی آن عشق های بچه گانه هم بیفتد ... حالا آرام تر ، آرام تر بتکان تا خاطره هایت نیفتد تلخ یا شیرین ، چه تفاوت می کند ؟ خاطره ، خاطره است باید باشد ، باید بماند .... کافی ست ؟ نه ، هنوز دلت خاک دارد یک تکان دیگر بس است. تکاندی ؟ دلت را ببین چقدر تمیز شد ... دلت سبک شد ؟ حالا این دل جای " او " ست دعوتش کن این دل مال " او " ست همه چیز ریخت از دلت ، همه چیز افتاد و حالا ،حالا تو ماندی و یک دل . یک دل و یک قاب تجربه/ یک قاب تجربه و مشتی خاطره /مشتی خاطره و یک " او "

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yase kabud
yase kabud
در خدا

قلب من قالی خداست /تار و پودش پر از فرشته هاست/ پهن کرده او دل مرا /در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب /برق می زند قالی قشنگ و نو نوار من /از تلاش آفتاب /شب که می شود خدا روی قالی دلم راه می رود؛/ ذوق می کنم، گریه می کنم/ اشک من ستاره می شود/ هر ستاره ای به سمت ماه می رود... /یک شبی حواس من نبود /ریخت روی قالی دلم شیشه ای مرکب سیاه/ سالهاست مانده جای آن/ جای لکه های اشتباه... /ای خدا به من بگو:/ لکه های چرکمرده را کجا خاک می کنند؟ /آه... آه از اینهمه گناه و اشتباه/ آه نام دیگر تو است/ آه بال می زند به سوی تو؛ /کبوتر تو است... /قلب من دوباره تند تند می زند/ مثل اینکه بازهم خداست/ روی قالی دلم قدم گذاشت... /در میان رشته های نازک دلم، /نقش یک درخت و یک پرنده کاشت/ قلب من چقدر قیمتی است /چون که قالی ظریف و دستباف اوست /این پرنده ای که لای تار و پودش است، هدهد است /می پرد به سوی قله های قاف دوست...!