yase kabud
نقطه سرِ سطر ، بچه ها بنویسید! / با خط درشت ، عشق را بنویسید / تکلیف شب شماست در دفتر دل / صد مرتبه از روی خدا بنویسید ...
yase kabud
داریم میان چاله ها می گردیم/ در دور و بر تفاله ها می گردیم / چون گربه به دنبال خوراکی مانده / عمری ست سر زباله ها می گردیم ...
yase kabud
از مرز ابرهای بهاری عبور کرد / چشمی که رد پای شما را مرور کرد / تنها به شوق لمس شما ابر بیامان / یک شهر را به وسعت باران نمور کرد/ روزی هزار مرتبه تقویم ناامید/ تاریخ روز آمدنت را مرور کرد/ تأثیر یک غروب غمانگیز جمعه بود/ مضمون این غزل که به ذهنم خطور کرد /اصلاً خیال روی شما سالهای سال/ دیوان شاعران جهان را قطور کرد ...
yase kabud
ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت /دست مرا بگیر كه آب از سرم گذشت /مانند مردهای متحرك شدم، بیا /بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت/ میخواستم كه وقف تو باشم تمام عمر /دنیا خلاف آنچه كه میخواستم گذشت/ دنیا كه هیچ، جرعه آبی كه خورده ام/ از راه حلق تشنه ی من، مثل سم گذشت/ بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم/ از خیر شعر گفتن، حتی قلم گذشت/ تا كی غروب جمعه ببینم كه مادرم / یك گوشه بغض كرده، كه این جمعه هم گذشت /مولا! شمارِ درد دلم بینهایت است/ تعداد درد من به خدا از رقم گذشت /حالا برای لحظه ای آرام میشوم /ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت
yase kabud
من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالـــــم /نکند فرق به حالــــــم چه برانــــی ... چه بخوانــــی/چه به اوجـــــــم برسانی ... چه به خاکـــــم بکشانــی /نه من آنـــم که بــرنجم نه تو آنـــــی که بـــرانی
yase kabud
هیچ راهی غیر از خودت وجودندارد ...
yase kabud
خدایا ... با همه ی فاصلهای که از تو گرفتهایم ... هنوز هم ، چقدر به ما نزدیکی ...
yase kabud
سلام بر تو ای ماه خوب خدا. با این همه عظمتت به خانه ی تنگ و تاریک دلهایمان قدم نهادی. خوش آمدی. آمدی و از حضور خدا سرشارم کردی...
yase kabud
قلب من قالی خداست /تار و پودش پر از فرشته هاست/ پهن کرده او دل مرا /در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب /برق می زند قالی قشنگ و نو نوار من /از تلاش آفتاب /شب که می شود خدا روی قالی دلم راه می رود؛/ ذوق می کنم، گریه می کنم/ اشک من ستاره می شود/ هر ستاره ای به سمت ماه می رود... /یک شبی حواس من نبود /ریخت روی قالی دلم شیشه ای مرکب سیاه/ سالهاست مانده جای آن/ جای لکه های اشتباه... /ای خدا به من بگو:/ لکه های چرکمرده را کجا خاک می کنند؟ /آه... آه از اینهمه گناه و اشتباه/ آه نام دیگر تو است/ آه بال می زند به سوی تو؛ /کبوتر تو است... /قلب من دوباره تند تند می زند/ مثل اینکه بازهم خداست/ روی قالی دلم قدم گذاشت... /در میان رشته های نازک دلم، /نقش یک درخت و یک پرنده کاشت/ قلب من چقدر قیمتی است /چون که قالی ظریف و دستباف اوست /این پرنده ای که لای تار و پودش است، هدهد است /می پرد به سوی قله های قاف دوست...!
سلامــــــــــــــ گلمــــــــــــ خوبی
13 سال و 9 ماه و 3 روز و 5 ساعت و 7 دقيقه قبلسلام دوستم ، ممنون ... شما خوبی؟
13 سال و 9 ماه و 3 روز و 5 ساعت و 3 دقيقه قبلمرسی به خوبیه تو گفتم عرض ادبی بکنمــــــــــ گلمـــــــ
13 سال و 9 ماه و 3 روز و 5 ساعت و 1 دقيقه قبلممنون عزیزم ...خیلی گلی ...
13 سال و 9 ماه و 3 روز و 4 ساعت و 59 دقيقه قبل




13 سال و 9 ماه و 3 روز و 4 ساعت و 56 دقيقه قبل