رفتم به باغی باغ اقاقی...دیدم که لیلی...دربار فرهاد...دیم که فرهاد بر بار لیلی...به به چه میلی...این بود لیلی؟؟رفتم بالاتر...دیدم که شیرین...در حوض و عریان...گفتم که شیرین...ای ماه زرین...کو عشق فرهاد...دادی تو بر باد؟ گفتم جوانک...زود لخت شو اردک...بپر توی آب...شیرین چه بی خواب...این به اوون در!!!
گلستان نگاهت رنگ و رنگی...به جانم نازنین صد ناز کردی...که تو یار نسیم و مهربانی..چه دارم دوست که تو پویا بمانی...برایت از گل و بلبل نویسم...به عطر دختر .و صد گل نویسم...که روزی دختری هم سنگرت شد..روایی از دل و درمانگرت شد...به نامش گل ز گل از جام زرین...امیر دل برین پویای گلچین...انشالله