2yousef
تو مپندار که من غیر تو دلبر گیرم / ترک روی تو کنم دلبر دیگر گیرم / بعد صد سال اگر برسر قبرم گذری / کفنم چاک دهم زندگی از سر گیرم
2yousef
من به چشمان پر از مهر تو عادت دارم / به تو و طرز نگاه تو ارادت دارم / عطش حسرت دیدار تو را پایان نیست / اشتیاق است که هر لحظه به تو،من دارم
2yousef
ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را / ما در تو به چشم دوستی می بینیم / ای دوست مبین به چشم دشمن ما را
2yousef
این همه خونی که دنیا در دل ما می کند / جای ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند / هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم / تا که فردا می رسد امروز و فردا می کنم
2yousef
با تو از خاطره ها سرشارم / با تو تا آخر شب بیدارم / عشق من دست تو یعنی خورشید / گرمی دست تو را کم دارم
2yousef
من در غم تو .تودر وفای دگری / دلتنگ تو من تو دلگشای دگری / در مذهب عاشقان روالی باشد / من دست تو بوسم و تو پای دگری
2yousef
همه ذرات جان پیوسته با دوست / همه اندیشه ام اندیشه اوست / نمی بینم به غیر از دوست اینجا / خدابا این منم یا اوست اینجا ؟
2yousef
در مدرسه از نشاط ما کم کردند... از فرصت ارتباط ما کم کردند... هر وقت به هم عشق تعارف کردیم... از نمره ی انضباط ما کم کردند...
2yousef
عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود / عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود / شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر / مهربانی حاکم کل مناطق می شود
2yousef
راز دل با کس نگفتم / چون ندارم محرمی / هر که را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم / راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی / عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم
2yousef
وفای شمع را نازم که بعد از سوختن / به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد / نه چون انسان که بعد از رفتن همدم / گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد
2yousef
به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..." به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..." به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..." به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم
2yousef
با همه ی بی سر و سامانی ام / باز به دنبال پریشانی ام/ طاقت فرسودگی ام هیچ نیست / در پی ویران شدنی آنی ام / آمده ام بلکه نگاهم کنی / عاشق آن لحظه ی توفانی ام/ دلخوش گرمای كسی نیستم/ آمده ام تا تو بسوزانی ام
2yousef
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ / گفت آغازش سراسر بندگيست / گفتمش پايان آن را هم بگو / گفت پايانش همه شرمندگيست / گفتمش درمان دردم را بگو / گفت درماني ندارد، بي دواست / گفتمش يک اندکي تسکين آن / گفت تسکينش همه سوز و فناست
2yousef
جمعه ماتم، شنبه ماتم،هفت روز هفته ماتم / کوک کردند مطربان هم سیم ماتم، کوک ماتم