2yousef
گریستن خوب نیست مگر بشود جوری گریست که چشمها نفهمند روزی که گفتی منتظر باش و رفتی تنها شدم وگریستم ، اما هم اکنون تنها نیستم انتظار با من است ولی هر دو با هم می گرییم
2yousef
این روزها آرزوهایم هم مینی مآل شده است به خیال چشم تو هم دلخوشم
2yousef
یادمان باشد از امشب خطایی نکنیم / گرچه در خویش شکستیم صدایی نکینم / پرپروانه شکستن هنر انسان نیست / گرشکستیم زغفلت من و مایی نکنیم / یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم / وقت پرپرشدنش سازونوایی نکینم /
2yousef
صبح است و خلوت و تنهایی و من که ثانیه ها را می نگرم که چه با منت موسیقی محزون تنهایی را می نوازد.
2yousef
تا که از طارم میخانه نشان خواهد بود / طاق ابروی توام قبله جان خواهد بود / سرکشان را چو به صاف سرخم دستی نیست / سر ما خاک در دردکشان خواهد بود
2yousef
به نام آنکه هستی نام از او یافت فلک جنبش زمین آرام از او یافت
2yousef
روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
2yousef
لبم با کلامت نغمه خوانی میکند / دلم با نگاهت جوانی می کند / مدتی ست توبه کردم کار و کسب و رزق را / دل ، به نام عشق هر چه خواهی می کنم / گر چه یار هجر است و هجران می شود / لیک نمیدانم چرا دل احساس همجواری میکند
2yousef
نگار عشق تو دائم زند آتش به سامانم چگونه من شدم گیرت نمی دانم نمی دانم
2yousef
دوباره سکوت دوباره تنهایی دوباره من ویک دنیا خاطره دوباره تنها شده ام دوباره دلم تنگ است به اندازه غم یک گل پژمرده به اندازه سوز تب یک دشت باران نخورده به اندازه اندوه یک مرغ در قفس دوباره صورتم نم اشگ را حس کرد دوباره باران را به انتظار نشسته ام دوباره درد رابه مداوا نشسته ام دوباره دلشوره به دل نهفته ام دوباره می خواهم به سوی تو بیایم دوباره دلم هوای تو را کرده
2yousef
دل پر کینه ات آرام می گیرد اگر
2yousef
هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد / بیتو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد / دردِ دل با سایهی دیوار آرامم نکرد / خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد/ خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد / سوختم آنگونه در تب، آه از یارم بپرس / دستمالِ تببُر نمدار آرامم نکرد / ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت / عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد
2yousef
اگر نسیمی شانه هایت را نوازش کرد بدان آن هوای دل من است که به یادت می وزد...