2yousef
نوید آمدنت می دهند هر روزم / تو فارغی و من از انتظار می سوزم
2yousef
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو/ یا دل ازدیدن تو سیر شود بعدبرو /ای کبوتر به کجا؟ قدر دگر صبر بکن آسمان پای پرت پیر شود بعد برو/ نازنینم تو اگر گریه کنی بغض من نیز می شکند /خنده کن عشق زمین گیر شود بعد برو / یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد / صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو / خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد / باش ای نازنین خواب تو تعبیر شود بعد برو ...
هذيان با آيينه
ميآيي و مقابلم آيينه ميشوي/ آنوقت در نگاه تو تكثير ميشوم
هذيان با آيينه
اینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن ، اینه شکستن خطاست
هذيان با آيينه
نه دفن کردن مضمون بی کفن سخت است/ نه گوش دادن الواح بی سخن سخت است / بدون دیدن تو آینه شدن مشکل/ نباشد آب اگربا وضو شدن سخت است
2yousef
توسط موبایل در
Im in love
الا ای باد مزن فریاد /به یاد آر آشنایانی که حالا رفته اند از یاد / به داد ای مهر، گرما بر زمین گستر /هوا سرد است و سرما می کند بیداد /هیولای زمستان می تکاند گرد ره از تن...
2yousef
توسط موبایل در
Im in love
نبودی من برایت گریه کردم / برای غصه هایت گریه کردم / من امشب بغض تلخم را شکستم /نشستم بی نهایت گریه کردم/ چو در پسکوچه های چشمم امشب/ ندیدم رد پایت گریه کردم / تو کوهم بودی و هستی / کجایی که من برشانه هایت گریه کردم / بگو ای آسمان با او که امشب/به یادش پا به پایت گریه کردم / چو بودی گریه میکردی به حالم / نبودی من به جایت گریه کردم
2yousef
توسط موبایل در
Im in love
در زمانی که وفا قصه ی برف به تابستان است و صداقت گل نایابیست و در آیینه ی چشمان شقایق ها نیز عابر ظالم و بی عاطفه ی غم جاریست به چه کسی باید گفت: با تو خوشبخترین انسانم؟؟؟؟؟؟؟؟
2yousef
توسط موبایل در
Im in love
بیفشان جرعهای بر خاک و حال اهل دل بشنو/ که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد
2yousef
توسط موبایل در
Im in love
ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که میبینم / کمین از گوشهای کردهست و تیر اندر کمان دارد
2yousef
توسط موبایل در
Im in love
چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود / ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
2yousef
افتخارم همه این است که در یاد منی،هرچه دیدم همه زشت است توزیبای منی،گرچه ازفاصله ی ماه ز من دورتری،ولی انگارهمین جاوهمین دور وبری .
2yousef
سبدی هست در اندیشه من / که پر از گل بدهم هدیه به تو غافل از آنکه تو خود نابتری / یک جهان گل بخورد غبطه ی تو
2yousef
وفایت دست و پایم را گرفته / غمت شور و نوایم را گرفته حضور نا تمام چشمهایت / تمام لحضه هایم را گرفته . . .