دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

2yousef

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت / بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت / حیف است طایری چو تو در خاکدان ... درباره »
2yousef
مرد - متاهل
امتیاز: 2760

دنبال‌شدگان

(191 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(415 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

2yousef
2yousef

ای تنهاترین تنهای شبهای تنهایی من ، تو تنها کسی بودی که تنهایی هایم را تنها به تو گفتم ! آه ای خدای من چه شبها که تن ها ، تنها آرامیدند و در تنهایی فریاد دوستت دارم سر دادند …

2yousef
2yousef

شده ام خارپشتی که تیغ هایش؛دنیای امنی رابرایش ساخته؛اماحسرت نوازشی رابردلش گذاشته است...

این ارسال را بازنشر کرده است.
2yousef
2yousef

دلم خیلے بیشتر اَز حَجمَش پراَست ؛ پر اَز جاے خالے تو پر اَز دلتنگے براے نگاهِ تو پر اَز تــ♥ــو

2yousef
2yousef

مستی چشمانت امشب خدا را از دل تنهایم گرفت چه جدال نا برابری هر دو را باختم خدا را به دل و دلم را به تو

این ارسال را بازنشر کرده است.
2yousef
2yousef

جز این سكوت درهم و خالی، بر هیچ چه میتوان نگاشت؟

2yousef
2yousef

خداوندا.... به دل نگیر اگر گاهی زبانم از شکرت باز می ایستد !!... تقصیری ندارد... قاصر است کم می آورد در برابر بزرگی ات... لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت در دلم اما همیشه ذکر خیرت جاریست !!....

2yousef
2yousef

در جوانی غصه خوردم هیچکس یادم نکرد / در قفس ماندم ولی صیاد ازادم نکرد / اتش عشقت چنان از زندګی سیرم بکرد / روی به مرګ کردم ولی مرګ هم یادم نکرد

2yousef
2yousef

@میترا خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار

این ارسال را بازنشر کرده است.
2yousef
2yousef

زنی در مورد همسایه اش شایعاتی ساخت و زن همسایه به شدت از آن شایعات صدمه دید. پس زن پشیمان شد و سراغ حکیمی رفت تا کار خود را جبران کند. حکیم گفت: یک مرغ بخر و بکش و پرهایش را در مسیری پخش کن. روز بعد حکیم گفت: حالا برو و آن پرها را برای من بیاور. آن زن رفت ولی 4پر بیشتر پیدا نکرد. پس حکیم گفت: انداختن آن پرها همانند آن شایعه هایی که ساختی، ساده بود ولی جمع کردن آنها به همین سادگی نیست.

2yousef
2yousef

اِنگآر یِکی دَست اِتِفآق هآیِ خوبِ زِندِگیمو گِرِفتِه کِه دیگِه نمی اُفتَن . . .!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
2yousef
2yousef

موج گیسوی تو چون دریا کند / بوم خشک ساحل این شانه را / بی تو دل در پیله ی تنهایی است / میکنی آزاد این پروانه را

2yousef
2yousef

فقط نیاز به اندکـی تو دارم

2yousef
2yousef

لحظاتی هست که هیــــچ چیز این زندگی قانعم نمی کند ؛ فقط و فقط نیاز به اندکـی تو دارم !

2yousef
2yousef

בنیــآے بـבوלּ تــُـو شباهَتـــ عَجیبــے بــا ایـלּ غـُروبــْ هـآے لـَعنتـے בارב בلــگیـر و בلْ گیــر و בلْ گیــ ــر . . .

2yousef
2yousef

اسمت رو نمی ذارم دریا که خشک بشی نمی ذارم خورشید که غروب کنی نمی ذارم ماه که صبح بشه و خورشید جات بیاد میذارم عمرم که اگه رفتی منم برم