دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

2yousef

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت / بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت / حیف است طایری چو تو در خاکدان ... درباره »
2yousef
مرد - متاهل
امتیاز: 2760

دنبال‌شدگان

(191 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(415 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

2yousef
2yousef

اما نيامدي.........

2yousef
2yousef

من در هیاهوی خیالت ، ستار ه ات را شادمان ، نورانی وگل افشان می دیدم از زیر هر سنگی خنده ای از اعماق وجود زبانه می کشید و تو نیامدی ،...................... صدای ترنمی زیبا گوشم را ، نه ، قلبم را نوازش کرد ، بالای سرم بودی ................ قلبم با چشمانی بسته نقاشی می کشید آنچه نمی توانست تحمل کندبمن آهسته گفت سپیده سر زده و ستارگان می خوابند..................................... گفتم بیدار نمیشوم مگر در خیالت ، تا بشوید خیال پریشانی ام را ....................... و باد به فرمان تو ، خیال مرا ، به نوری عظیم که نشات ستار ه ات از آنجا بود رساند و من دیگر آرام نبودم و پر می زدم و ترنم رنگین نگاهی خیس را عاشقانه زمزمه می کردم......

2yousef
2yousef

آنچه درویش کشد از دل ـ دیوانه ی اوست / چه کند دل، كه خراب ـ ره مستانه اوست/ ره مستانه كجا باده اين درويش است/ باده را دل به تمناي دل ـ درويش است

2yousef
2yousef

"ترسم که شعر سنگ مزار من این شود ... او هم جمال یوسف ندید و ... رفت ..."

2yousef
2yousef

.. کسی ز راه میرسد ... ... "و من انگار گیاهی کوچک ... و تو آن نور که از دور به من میتابی ...

2yousef
2yousef

مهندس ناظری که به تازگی با هم همکار شدیم میگه این عطرم رو بزنم برات ... میگم نهههههههههههههه ... مگه نمیدونی عطر نباید عوض شه............... میگه بابا این عطر مردونه اس ... میگم خوب همین دیگه ... عطر مردونه هم اگر عوض بشه پوستت کنده اس.................... یه کم فکر کرده و میگه عجب ... ... بعد از یه ساعتی اومده میگه شما عطرت چیه؟! میگم هیچی ... من عطر نمیزنم

2yousef
2yousef

کویری که از دلش شکوفه ایی چون تو روید...........به هزار جنگل ابریشم می ارزد

این ارسال را بازنشر کرده است.
2yousef
2yousef

نشد

2yousef
2yousef

من در میهمانی نگاه تو ... روزه شک داری نگرفتم ...

2yousef
2yousef

دیشب آسمان داشت خودی نشان میداد ... رقص نور و صدا و سمفونی باد و باران ... حدِ بلندیِ صدایِ رعدش معلوم بود ... بعد از یکی دوبار گوش عادت میکرد بهش ... اما ناگهان غرشی بلندتر از همه رعدهای قبلی زد ... صدای مهیبی بود ... اما از ته دلش بود ... حس کردم چیزی ته دلش تیر کشیده ... با خودم گفتم یقینا بوی عطر آشنائی به مشامش رسیده که اینگونه دلتنگیش را فریاد زده ... آخر عطرها دقیقا عمق وجود هر موجودی را نشانه میگیرند ... تیرشان خطا هم نمیرود ...

2yousef
2yousef

... آدم فقط برای تنهائی وقت زیاد دارد ... زیااااااااااااااااد ...

2yousef
2yousef

بی تو هر طلوع ، زنگ کهنه ساعتی است که بیهودگیم را اخطار می کند و هر غروب تنها پناه ، برای گریستن من ...............

2yousef
2yousef

آه ببین ، چه تنها ایستاده ام بر شاخسار تنهایی خویش ، بسان ستون شکسته ای که یادگار تلخ تطاول نگاه توست .........................

2yousef
2yousef

عشق رهیده از دل

2yousef
2yousef

آن يكي بالش به دامانم نهاد /ديگري رفت و مرا تنها گذاشت/ آنكه رفت داغ پرستو ديده بود/ آنكه بالش داده بود عاشق نبود/ من كجا لا لاي مرغانم كنم/اينچنين خوابي به چشمانم كنم