Kuzey
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام م م م م م م م م به تمام دوستان گلم
Kuzey
تلخ است… نه نمی فهمم شاید هم شیرین باشد. دنیا…خانه ی اجاره ای منست. یادم باشد دل را خیلی خرجش نکنم!
Kuzey
حتی وقتی کفش تنگ باشد پا را زخم می کند٬ وای به وقتی که دل تنگ باشد.
Kuzey
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم! ببرم بخوابانمش! لحاف را بکشم رویش! دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم! حتی برایش لالایی بخوانم، وسط گریه هایش بگویم: غصه نخور خودم جان! درست می شود!درست می شود! اگر هم نشد به جهنم… تمام می شود… بالاخره تمام می شود…!!!
Kuzey
زن که سیگار می کشد یعنی یک تناقص پر معنی: یعنی روحی ظریف … با زخمی مردانه
Kuzey
توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید…. تا می توانی آرزو کن…. دلت برای دنیــا نسوزد…. فراهم کردن آرزوهــــای تو برای دنیا هیـــــچ کاری ندارد….. همیــن حالا بخـــواه تا بــرآورده شود….
Kuzey
هــــــرگــز بـه گذشته برنگــــــــرد اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمیگشــت هیچوقت یک پرنسس نمیشد…
Kuzey
تنها بودن قدرت میخواد
و این قدرت را کسی به من داد
که روزی میگفت:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تنهـــــــــــــــــــــایت نمیگذرام!!!
Kuzey
دلـتنگیهایـم را زیـر دوش حمّــام میبَـرم، بُـغـضـم را … میـان شُـرشُـر آبِ داغ میتـرکـانـم، تا همـه فـکـر کننـد قرمـزیِ چشمـانـم از دم کـردنِ حمّـام است!!!!!!
Kuzey
خدانگهدار دوستتون دارم بای تا های
Kuzey
هــــــرگــز بـه گذشته برنگــــــــرد اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمیگشــت هیچوقت یک پرنسس نمیشد…
Kuzey
تنها ماندن برای من عادیست قلبم یخی شده و مقصر من نیستم مقصر مردمان دیگر نیز نیستند مقصر اصلی تنها کسی است که قلبم را با دستان سرد فشرد
Kuzey
یه وقــــتایی که دلت گـرفته.. بغض داری.. آروم نـیستی ! دلت بـــراش تـنگ شده.. حـوصله ی هـیـچـکسو نـداری ! به یــاد لحظه ای بیوفت کـه : اون هــمه ی بی قـراری هــایِ تـو رو دیـــد.. امـّـا ؛ چـشمـاشـو بست و رفــت !
Kuzey
نــوشـتــه هــایــم گــریــبـان گــیـرتــــــ مـی شـونـد روزی آنـقـدر کــه بـیـنـشــان ” آه ” کــشـیــدم!
Kuzey
این که تا از راه می رسی مثل یک کودک در تــــــــــــو می آویزم و می خواهم باهات بازی کنم یعنی دوســــتـــــــت دارم؟ این که آغوش تــــــــــــــــــــو امن ترین جای دنیاست راحت می چرخم و گُـــل هات را نفس می کشم یعنی شعرهای من لب های تــــــــــوست؟ عـــــشــــــــق را به قامت آدم می دوزند باید قد و قواره اش بود و مگر جز تــــــــــــو بلندبالایی هست؟ خواستنیِ من!