دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kuzey

یه پسرایی هستن که . . . صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچ... درباره »
Kuzey
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(142 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Kuzey
Kuzey

به زخمهایم می نگری ؟! درد ندارند دیـــــــــــــــگر روزی که رفتـــــــــــــــی ، مرگ تمام درد هایم را با خودش بـــــــــــــــرد ! مرده ها درد نـــــــــــــــمی کشند حرف آخرم این برنگرد دیـــــــــــــــگر زنده ام نـــــــــــکن !

Kuzey
Kuzey

خدا نکنه عاشق کسی بشی که عاشق کس دیگس خدا نکنه بهت بگه دوستت دارم ولی تو دلش چیز دیگه باشه خدا نکنه عشقت بهت اس بده و بگه : برام مهم نبودی واسه همین رفتم با عشقم خدا نکنه عشقت بهت بگه الان تو دانشگاهم ، در صورتی که بری تو ساعت و ببینی کلاسها تشکیل نشده و بعدا بفهمی عشقت با عشقش بوده

Kuzey
Kuzey

یه میز هرچقدرم که گرون قیمت و شیک و سلطنتی باشه اگه ۴تا پایه ش مثل هم و یه اندازه نباشن میز نمیشه … کسی رو پیدا کن که پایه ت باشه !

Kuzey
Kuzey

تنها چیزی که تو زندگیم به صورت تخصصی بهش تسلط دارم، انتخاب آدم های اشتباه برای دوست داشتنه…!

Kuzey
Kuzey

تـلخ نـویس نیستـم.... فقـط گـاه و بیگـاه.... هـوای دلــم را مکتـوب می کنـم...!!!

Kuzey
Kuzey

عشق و دوست داشتن بار سنگینی است . . . . . . کسی بر دوش میگیرد که یک دنیا وفادار باشد !

Kuzey
Kuzey

بزرگ که می شوی غصه هایت زودتر از خودت قد می کشند دردهایت نیز… غافل از آنکه لبخندهایت رادر آلبوم کودکیت جا گذاشته ای شاید بزرگ شدن اتفاق خوبی نباشد

Kuzey
Kuzey

♫♫♫ داغ دلم داره تازه میشه قراره بازم ببینمش فک نکنم طاقت بیارم این دفعه میمیرم از غمش همون که رفت و دلمو شکست رفت و رو اشکام چشاشو بست همون که دلتنگشم همش داغ دلم داره تازه میشه ♫♫♫ بازم چه خوابی دیده برام چه نقشه ای باز کشیده برام قراره باز چی سرم بیاد این دفعه از جونم چی میخواد داغ دلم داره تازه میشه خاطره هاش یادم نمیره میترسم این بار ببینمش دوباره دستامو بگیره

Kuzey
Kuzey

درد می کشم ، درد هم تلخ است هم ارزان هم گیراییش بالاست هم اینکه تابلو نمی شوم و رفیقی که مرا به درد معتاد کرد ناباب نبود ، اتفاقا باب باب بود فقط نگفته بود که ماندنی نیست ، همین !

Kuzey
Kuzey

بعضی وقت ها چیزی می نویسی از دلت برای یک نفر ! اما دلت می گیرد ، چشمانت پر از اشک می شود ، قلبت خالی می شود ، وقتی یادت می آید ، همه آن را می خوانند و می پسندند ، جز همان یک نفر …!

Kuzey
Kuzey

مشکل از خود ماست ! واسه کسی که یه قدم واسمون برمی داره، دو کیلومتر پیاده می ریم . . .

Kuzey
Kuzey

تو که رفتی دل من بی سر و سامان نگاهت همچو یک تشنه که در آرزوی قطره آبی میکشد این و سو و آن سو، تن بی جان خودش را گشته آواره و صد حیف نداری خبر از حال نزارم که بهارم،دل پاییزی من را لایق وصل گل عشق نداند و که داند ؟ که در این خلوت بین من و رویای تو صدها گل احساس شکفته ست اشک بر...

Kuzey
Kuzey

عشق جایی می تپد که تو باشی پس باش آنجا که باید باشی در کنار احساسی از باران ، لطافت را از برگ جدا شده از گل هم میشود فهمید احساست را برای لحظه ای به آفتاب هم ببخش که گرمی را به تو می بخشد احساس را باید در قابی از عقل گذاشت و عاشقانه به آن خیره شد …

Kuzey
Kuzey

تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف لرزشی روی میز کنار تختم میفتد از این صدا متنفر بودم اما چشم هایم را میمالم

Kuzey
Kuzey

عشق یعنی: یکی بود یکی نابود . . .