@عدس پلو !(خندون دنبالر) قول داده ام... گاهـــــــی هر از گاهـــــی فانـــــوس یادت را میان این کوچه های بی چراغ و بی چلچلـــــــه، روشن کنم خیالت راحــــــت! من همان منـــــم؛ هنوز هم در ین شبهای بی خواب و بی خاطـــــره، میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم! اما به هیچ ستارهی دیگری سلام نخواهــــــم کرد..
حرف شما کاملا درسته، شاید باور نکنید، ولی میفهمم چی میگید، شما توی انتخابات مجلس هم که میدیدید، یسری میزدن برادر شهید فلانی، پسر عموی شهید فلانی، یکی نیست بگه آقا، اون بنده خدا رفت، جوونشو کف دستش گرفت واسه منو شما! تو چرا میخوای از نردبونش بالا بری؟ پس حتما یچیز کم داری که برای جبرانش از اونا مایه میذاری!!!؟؟؟
ولی یجای حرفتونو قبول ندارم، اونایی که رفتن خیلی خیلی خیلی خوشبختر از اونایی هستن که موندن و نگاه کردن، چون حالا حالاها باید حسرت اونایی که رفتن رو بخورن
دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند که در غیر این صورت زمانی فرامیرسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان سه دسته می شوند:
۱- دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر میخیزند و از گذشته خود پشیمان اند.
۲- دسته ای راه بی تفاوتی را برمیگزینند و در زندگی مادی غرق می شوند و همه چیز را فراموش می کنند.
۳- دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت غصه ها و مصائب دق خواهند کرد.
پس از خدا بخواهید با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جز دسته سوم ماندن سخت و دشوار خواهد بود
شهید حمید باکری
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند ! به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند ! به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند ! به دستان پدرت ، به جارو کردن مادرت ، به راننده ی چاق اتوبوس ، به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد ، به راننده ی آژانسی که چرت می زند ، به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند ، به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند، به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد ، به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی، به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان، به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی، به هول شدن همکلاسی ات پای تخته، به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی، به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی و .............. نخند، نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...