امیر
آدمایی هستن که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ می گن خوبم ... وقتی می بینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا می گرده، راهشون رو کج می کنن از یه طرف دیگه می رن که اون حیوونکی نپره ... اگه یخ ام بزنن، دستتو ول نمی کنن بزارن تو جیبشون ... آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش می گیرن تا از چیز دیگه همونایین که براتون حاضرن هر کاری بکنن اینا فرشتن ... تو رو خدا اگه باهاشون می رید تو رابطه، اذیتشون نکنین... تنهاشون نزارین، داغون می شن ! همینها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند
امیر
گاهي دلم ميخواد يکي ازم اجازه بخواد ؛ که بياد تو تنهاييم و من اجازه ندم ! و اون بي تفاوت به مخالفتم بياد تو و آروم بغلم کنه و بگه : مگه من مردم که تنها بموني
امیر
آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذری بود که روی برگ های پاییزی راه میرفت واین صدای:
خش خش برگ ها..............................
همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید:
دوستت دارم.....................................
امیر
به هـمـان سـادگـی کـه کـلاغ ِ سـالـخـورده بـا نـخـستـین سـوت ِ قـطـار سقـف واگـن مـتـروک را تـرک می گـویــد دل ، دیـگــــر در جـای خـود نیـسـت بـه همـیـن ســادگـی !
امیر
کاش میشد آدمایی که همیشه پیشتن موقعی که میفهمن واقعا به وجودشون نیاز داری ترکت نکنن
امیر
کودک فال فروشی را پرسیدند چه میکنی؟ گفت: به آنان که در دیروز خود ئمانده اند فردا را می فروشم
امیر
حاصلضرب "توان" در "ادعا" مقداری ثابت است ، هرچه "توان" انسان کمتر باشد "ادعا"ی او بیشتر است و هرچه "توان" انسان بیشتر شود " ادعا"یش کمتر میگردد
امیر
امکان ندارد ....
که بارانـــــــــی از عشق .....
بر کسی بباری .....
و دستان خودت ... اندکی خیس نشود .....
امیر
قلب من به تیـــــــــغ کسانی زخــــم برداشت
که از آنها انتظار
محــــــــــــــــــــبت داشتم
نـــــــــــــه فــــــــــــــرامـوشی !!!
امیر
قابل توجه خانوماى Single!
با توجه به فصل پاییز و هوای 2نفره و بارونی:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگه میحوای زیر بارون باهات قدم بزنم:شارژ 2000تومنی،اگه دستتم بگیرم:شارژ 5000تومنی،
اگه حرفهای عاشقانه ام بزنم:شارژ 10/000تومنی،
اگه تا خونتونم همرات بیام:شارژ 20/000تومنی
با شماره تلفنتو مسیج کن.
در آخر اگه ازت خوشم اومد دفعهء بعد نصف قیمت حساب میکنم...!!!
امیر
بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.
امیر
دوست دارم یک شبه ، هفتاد سال پیر شوم در کنار خیابانی بایستم… تو مرا بی آنکه بشناسی ، از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی… هفتاد سال پیر شدن یک شبه به حس گرمی دست های تو هنگامی که مرا عبور میدهی بی آنکه بشناسی، می ارزد..!
امیر
سیگاری روشن میکنم و به خاموش بودنم فکر میکنم
کام عمیق همراه آهی کوتاه . . .
بیرون میدم دودش رو کمرنگ میشه . . .
مثل خودم . . .
نفسم میگیره از زندگی اجباری . .
امیر
خداوند شکست عشقی را آفرید تا استعدادهای نهفته ی ادبی، شکوفا گردد .!!
بسیار بسیار زیبا ...وری وری نایس ...
14 سال و 2 ماه و 19 روز و 6 ساعت و 4 دقيقه قبل