امیر
وقتـی یه زن ســیگار کشید یعنــی دیگه گریه جواب نمیده و وقتی مــردی اشک ریخت بدون کار از ســیگار کشیدن گذشته . .
امیر
سکوت حقیقت است فریاد است سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده اعتراف به عشق های نهان و ببین که این بغض بی صدای من اعتراف به عشق همیشگی توست
امیر
این روزها در سرزمینی زندگی میکنم که در ان دختران هرزه شده اند !!! و پسران هرزه پرست ... من امروز ایستاده ام ! و برای ایستادنم هزاران بار افتاده ام ! چه كسی میگوید كه گرانی اینجا است؟ دوره ارزانی است !!! شرافت ارزان !! تن عریان ارزان !! و دروغ از همه چیز ارزانتر ... تن مرد و نامرد يکيست ، روزگار بايد بگذرد , تا بدانيم (( مرد )) کيست.
امیر
هر بدی میتوانی به دشمن نرسان که ممکن است روزی دوستت گردد و هر سری داری با دوستت در میان نگذار که ممکن است روزی دشمنت گردد. سعدی
امیر
من برای سالها بعد می نویسم ، وقتی که چشمانت عاشق می شوند ... . افسوس که قصه ی مادر بزرگ درست بود ... همیشه یکی بود ، یکی نبود ...
امیر
عشـق مانند نواختن پيانو است ... ابتدا بايد نواختن رو بر اساس قواعد ياد بگيری ... سپس قواعد را فراموش كنی و با قلبت بنوازی ...
امیر
بعضی وقتها که بغضم میگیره دوست دارم خدا بیاد پایین... اشکهامو پاک کنه و بهم بگه :
ادما اذیتت میکنن... بیا بریم.
امیر
دلى که اندوه دارد
نیاز به شانه دارد نه نصیحت…
کاش همه این را مى فهمیدند….!
امیر
چند روزیست مداد رنگی هایم تکلیف خود را نمیدانــــند آسمان را کبود میکشنــــد برگ های سبز را زرد چراغ های شهر را خاموش و دنیا را
امیر
وقتی همه رو شبیه اون میبینی یعنی
"عـــاشقـــــــــــی"
.
.
.
وقتی اونو شبیه همه میبینی یعنی
"تنهــــایـــــــــی
امیر
غم تنهایی بهتر از گدایی عشق نامردانه
امیر
ای سرنوشت از تو کجا می توان گریخت؟من راه آشیانه خود را از یاد برده ام.یک دم مرا به گوشه ای راحت رها مکن.با من تلاش کن تا بدانم نمرده ام.