دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عاطفه..!

عشق یعنی یک پلاک.... درباره »
عاطفه..!
زن - مجرد
امتیاز: 7686

دنبال‌شدگان

(1576 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(985 کاربر)

گروه‌ها

(303 گروه)

بازدید

عاطفه..!
عاطفه..!
در رو مخ ..

اینــایی که فکر میکنن همه جز خودشون بیشعورن! دائم َم دوست دارن بقیه رو به هر نحوی به بیشعوری متهم کنن!

عاطفه..!
عاطفه..!

من هنوزم گاهی مثل بچه ها یه دفعه با همه ی افراد خونه قهر میکنم! بعد زنگ میزنم 2.3 مدل غذا بیارن جاسازی میکنم تو یخچال و اعتصاب غذا میکنم نصفه شب ـآ میرم یه چیز ورمیدارم بخورم! الان تو این وضعیت قرار دارم فقط فرقش اینه که همه پولم تو کارتمه و نمیتونم غذا سفارش بدم

عاطفه..!
523.jpg عاطفه..!

یک پلاک ُ یک مدال ُ خاتمه؟ بمب من حبس خشاب ِ جمجمه...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
عاطفه..!
si9Sij_403.jpg عاطفه..!

به نقل از نویسنده خبر: کجایید ای شیپور زنان حقوق بشر؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
عاطفه..!
عاطفه..!

یه ذهن ِ بدون ِ دغدغه!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad Nabiallah
Mohammad Nabiallah
توسط عاطفه..!

تا همین چند سال پیش وقتی میرفتی تو این محفل های نقد ِ اسلام یکی از نقد های حق به جانبشون به اسلام این جمله ی پیامبر درمورد مسواک زدن بود که میفرمایند مسواک زدن باعث تقویت حافظه و خلاقیت میشه! خب من دلیل ِ علمی نداشتم واسه این حدیث به جز اینکه حرف پیامبرم ِ من بهش مطمئنم! تا اینکه...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
عاطفه..!
عاطفه..!
در گیلان

گلپری گویا از مسابقه انصراف داد چون هنوز خبری ازش نیست! ولی من ُ که میشناسید نشد توی کارم نیست (: اینم کاکا که الان پختم! بچه های رشتی ببینید شبیه مال شما شده یا نه؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!
در ابی

باید بدونن عاقبت،دو بال ِ پرواز می کِشیم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!
در ابی

تنهایی شاید یه راه ِ... راهی ِ تا بی نهایت!

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!
در مذهبی

خودَت از اهل ِ زمین دل بریدی و رفتی...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
عاطفه..!
عاطفه..!

عزیز دوباره افطاری داشت،رفتم اونجا و خلاصه زنگ زدم شام بیارن 50 پرس،بعد آوردن میبینم برنج خیـــلی کم گذاشته عصبانی شدم زنگ زدم میگم آبروم جلو مهمونام داره میره این چه وضعی ِ آقا؟ میگه خانوم خیلی شرمنده َم برنجمون الان تموم شده الان شما برو یه کته بزار من فردا از خجالتتون درمیام

عاطفه..!
عاطفه..!

تو مثل ِ خالکوبی شدی،تو تک تک ِ خاطره هام...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
عاطفه..!
عاطفه..!
در دوره

آسمان یکدست خاموش است، و خاکستر گفت: دلتنگم...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
عاطفه..!
عاطفه..!
در خاطرات

یه بارم دبیرستانی بودیم جمع شدیم خونه مامان بزرگم یواشکی زنگ زدیم به آرمین 2afm مزاحم شیم بخندیم(خز بازی ـآی دوره نوجوونی)یه دفعه مامان بزرگم اومد تو اتاق گفت با کی حرف میزنید؟ هول شدم گفتم عزیز یه پسره هی زنگ میزنه مزاحم میشه،آقا گوشی رو گرفت رسماً هرچی دهنش درومد بارش کرد یعنی فکر کنم فحشی نمونده بود که نداده باشه بهش،فقط در عجبم چرا آرمین قطع نمیکرد وقتی نیم ساعت داشت فحش میشنید از مامان بزرگم تنها حدسی که میتونم بزنم این بوده که بیچاره هی میخواسته توضیح بده که اونا زنگ زدن ولی عزیز امونش نداد

عاطفه..!
عاطفه..!

شاید باورتون نشه ولی یکی از طبقه های ساختمون آتیش گرفته و من به جای اینکه دربرم نشستم ببینم چی میشه همه خونه رو دود برداشته

عاطفه..!
عاطفه..!

اگه یه روز دختر دار بشم....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.