ﬡᖲᗩᖇᗩ
چه درد بــدی است بــزرگ شدن دردهـــایت قبل ازخـــودت
ﬡᖲᗩᖇᗩ
دلم یک هــِق هـــِق عمیق می خواهد...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
دلم رهــــایی می خواهد... جایی میان ِ دست هـــایت!
ﬡᖲᗩᖇᗩ
ایــ ـن نــ ـیــ ـز ... نـــ ـه .. بــزرگـــ ــوارانــ ـه دروغ نــ ـخواهــ ـم گـــفــ ـت !!! ایــ ـن نــ ـیــز نــ ـمـی گــ ـذرد ....
ﬡᖲᗩᖇᗩ
طعم خیس اندوه و اتفاق افتاده! یک آه....! خداحافظ! یک فاجعه ی ساده... خالی شدم از رویا.... حسی من را از من برد! یک سایه شبیه من پشت پنجره پژمرد!!!!
ﬡᖲᗩᖇᗩ
چشــمــآم ــُ میــبندم نگـــآه ِ تـــو تنهــآ چیـــزی ِ کــه میـــبینم ....
ﬡᖲᗩᖇᗩ
برای من سکــــــــــــوت رمزی بود برای سقوط...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
آرزوهایــــم هوایی شدند مدام برباد میروند؟!
ﬡᖲᗩᖇᗩ
جدایی را برایماטּ رقمـ می زنند ... و مَـטּ به چشماטּ عاشق تو می اندیشمـ ! باکی نیستـ دوستتـ دارمـ هایماטּ ادامهـ دارد!!!شاید ایــטּبار در سکوتـ
ﬡᖲᗩᖇᗩ
خـــــــدایـا سادهـ بگمـ : دل بریـدטּ سادهـ نیسـتـ
ﬡᖲᗩᖇᗩ
بعضے ها گریه نمی ڪنند... اما از چشم هایشان معلوҐ است اشڪی به بزرگے یک سڪوت ، گوشه چشمشاטּ به ڪمین نشسته...