reza
عجب روز آرومی بود ... حداقل نکرد یه طوفانی بادی نسیمی چیزی بوزه یه کم هیجان پایان دنیا بگیریم خِیرِ سرمون
reza
توسط پیامک
لعنت به دلی که تو بدترین زمان ممکن تنگ میشه..لعنت
reza
یاد باد آنکه نَهانت نَظری با ما بود ... رَقَم مِهر تو بر چهره ما پیدا بود
reza
میدونم شب یلداست ولی توام میدونی که من عاشق ضد حالم ... از عمر شبی گذشت و تو بی خبری
reza
خوشا به حال اون کَسی .. که توی رویای شماست
reza
دلم رمیده لولی وشی ست شورانگیز ... دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 17 ساعت و 4 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....