پیامبر اکرم(ص) : اِنَّ هذَا القُرآنَ مَأدَبةَُ اللهِ فَتَعَلمَّوا مَأدَبتََهُ مَا استَطَعتُم . این قرآن ادبستان خداوند است پس تا آنجا که می توانید از این ادبستان بیاموزید.
اینجا ایران است , کشوری که مرد هایش جوری نگاه به اندامت و پاهایت میکنند ... که از زندگی خسته میشویی! همیشه هم همان پسری که میگویید به فکر تنت نیست بیشتر دنبال رنگ لباس زیرت میگردد! آری اینجا ایران است 100% اسلامی , آنقدر اسلامی که مردهایش به بهانه شلوغی مترو آنقدر خودشان را بهت میمالند که ارضا شوند! همان جایست که در تاکسی پیرمرد آرام پشت دستش را به پاهایت میکشد , همان بهشتی که روی خط عابر پیاده بخواهی عرض خیابان را طی کنی کلکسیونی به عشق تنت ترمز میزنند , همان جای که در دانشگاه آزاد اسلامی استاد هایش برایت تیک میزنند 20 را میدهند به شرطی که اهل شیطنت باشی ... حرف زیاد است من فرصت نوشتن دارم ولی شانه های تو دیگر کشش این سنگین غم ها را ندارد , آن روی سکه بود که میخواستی "اینجا ایران است"
لحظه های ناب کودکی در پیچ و خم زمانه گم شد...دوستانم را روزگار گرفت...عشقم را عاشقی دیگــر ربــود...خدایم را خدا کشت...ما ماندیم و سیگاری کنج لب ...تلخی چای بدون قند ... خش خش برگهای زیر پا ...ما ماندیم و پوچی لحظه ها و نامردی روزگار ... و در آخـــر " زنده باد مــــرگ " @sahar@جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿@بـــΔــــیرا
مردان خدا پردهی پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند هر دست که دادند از آن دست گرفتند هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند یک طایفه را بهر مکافات سرشتند یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند جمعی به در پیر خرابات خرابند قومی به بر شیخ مناجات مریدند یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند فریاد که در رهگذر آدم خاکی بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند همت طلب از باطن پیران سحرخیز زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند زنهار مزن دست به دامان گروهی کز حق ببریدند و به باطل گرویدند چون خلق درآیند به بازار حقیقت ترسم نفروشند متاعی که خریدند کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است کاین جامه به اندازهی هر کس نبریدند مرغان نظرباز سبکسیر فروغی از دام گه خاک بر افلاک پریدند



12 سال و 10 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 8 دقيقه قبل