الهام
توسط موبایل
با دوستام رفته بوديم مشهد تو قطار نشسته بوديم به يه فوتباليست زنگيديم دوستم بهش گفت سلام من از باشگاه بارسلونا تماس گرفتيم افتخار ميدين تو تيمه ما بازى كنين طرف برگشته ميگه اَه اَه من از بارسا خوشم نمياد من رئالى هستم ميگه اصلا شماها چيزى از فوتبال ميدونين دوستم گف اره تا دلت بخواد بعد چندتا سوال كرد ما هم جواب داديم ......گفت كى ببينمتون دوستم گفت پس فردا اگه بازى با اس تق لال رو بردين ميگم اونم يك به صفر باختن ما هم بيخيال شديم از اولم بيخيال بوديمااااا اون كجا ما كجا....
الهام
توسط موبایل
چند ماه پيش دلم خيلى گرفته بود داشتم ميرفتم بيرون يه قدمى بزنم كه ياد چادرى كه مامان بزرگم از مكه اورده بود افتادم چادرو سرم كردمو رفتم بيرون انقدر حسه خوبي داشتم كه نگو ......كلي سبك شدم از اون روز به بعد هر وقت دلم ميگيره همين كارو ميكنم......احساس ميكنم تو حرم امام رضا هستم