غضنفر به دوست دخترخارجیش میگه: I love you دخترمیگه: I love you too غضنفر میگه: I love you 3 دختره میگه ?what غضنفر میگه: مگاوات کیلووات تف به قبر بابات بامن یکی بدو نکن!
يه شب خانم خونه اصلا” به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه. شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن! يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه. خانم خونه بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه. ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده !! ۵ تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونهء اونا پيش اوناست!!
تو کافی شاپ نشسته بودیم میز بغلی به دوستم گفت یه عکس از ما میگیرید؟؟؟؟؟؟یه دوست دیگم سریع بلند شد گفت نه دکتر شما بشین از خارج اومدی خسته ای.....طرف فکر کرد ما چه شخصیتایی هستیممممم.....نمیدونست شخصیتای کارتونی اگه باشیم
زن عشق می كارد و كینه درو می كند ... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ... می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ... برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی ... در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ... او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ... او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ... او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ... او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ... او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ... و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ... و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ... و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ... و این، رنج است.
نفرین به عشق و عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت به اون نگاه که عشقتو، تو سرنوشتِ من نوشت! نفرین به من... نفرین به تو... نفرین به عشقِ من و تو! به ساده بودنه منو... به اون دلِ سیاهِ تو!
دختری به کوروش کبیرگفت:من عاشقت هستم. کوروش گفت:لیاقت شما برادرم است که از من زیباتر است و پشت سره شماایستاده، دخترک برگشت و دید کسی نیست. کوروش گفت:اگر عاشق بودی پشت سرت رانگاه نمی کردی.
تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند ، و چه با دل کردند وای سهراب کجایی آخر؟زخم ها بر دل عاشق کردند ، خون به چشمان شقایق کردند ......تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی،عشق را دار زدند ، همه جا سایه ی دیوار زدند...تو کجایی سهراب؟
هنوز هم هستند دخترانی كه تنشان بوی محبت خالص می دهد ... بكرند ,نابند ,لمس نشده اند! آری ، هنوز هم هستند ! نادرند ! كمیاب اند ! پاك اند ...هنوز هستند پسرانی که بوی مردانگی می دهند در دستانشان عزت یک مرد ، یک مرد واقعی لمس می شود ,می شود روی حرف و قول هایشان حساب کرد ....هنوز آدم هایی از جنس فرشته پیدا می شود / هستند ! نادرند ! كمیاب اند ! اما هستند !!!!

14 سال و 9 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 58 دقيقه قبل