Alireza
مردی که به خاطر "پول" زن می گیرد، به نوکری می رود. (ضرب المثل فرانسوی)
Alireza
هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی)
Alireza
قربون هر چی بامرام و بامعرفته که حاضره واسه اثبات عشــق به مــادر، خطر کنه
Alireza
عکاس این تصاویر در یادداشتش نوشته فیل بخت برگشته به حدی تقلا می کنه تا خودش رو از آرواره های سنگین کروکودیل نجان بده که میشد این جدال رو به جنگ با زامبی ها تشبیه کرد. خلاصه مامان فیله داشت مغلوب قدرت کروکودیل بیرحم می شد و کم مونده بود که نیروی نداشته اش تموم بشه که اتفاقی شگفت انگیز افتاد و اون چیزی نبود جز اینکه اون بچه فیل شجاع نقش خودش رو جوری ایفا کرد که هر طور شده مادرش از این دردسر نجات پیدا کنه و بدینصورت خودش رو روی تمساح انداخت و مادرش رو نجات داد. شاید اون فیل کوچولو باور داشت که عشــق به مــادر، انسان و حیوان نمی شناسه و باید هر طور شده براش فداکاری کرد ...
Alireza
ماجرا از اونجا شروع میشه که یه ماده فیل بهمراه بچه اش لب رودخانه ای در یه پارک ملی حیات وحش در آفریقای جنوبی داشتند آب می خوردند که چشمتون روز بد نبینه ! یه مرتبه سر و کله ی یه کروکودیل زبون نفهم پیدا شدن همان و گرفتن و ول نکردن خرطوم فیل بینوا هم همانا ...
Alireza
گردبادی را که میبینی درین دامان دشت/ روح مجنون است میآید به استقبال ما
Alireza
شیوهٔ ما سخت جانان نیست اظهار ملال/ لالهها بیداغ میرویند از کهسار ما
Alireza
در رزمگه، برهنه چو شمشیر میرویم/ در دست دشمن است سلاح نبرد ما
Alireza
با نامرادی از همه کس زخم میخوریم/ این وای اگر سپهر رود بر مراد ما
Alireza
شکایت نامهٔ ما سنگ را در گریه میآرد /مهیای گرستن شو، دگر مکتوب ما بگشا
Alireza
میل دل با طاق ابروی بتان امروز نیست /کج بنا کردند از اول، قبلهٔ این خانه را
Alireza
در دیار عشق، کس را دل نمیسوزد به کس/ از تب گرم است اینجا شمع بالین خسته را
Alireza
مرا از صافی مشرب ز خود دانند هر قومی/ که هر ظرفی به رنگ خود برآرد آب روشن را
Alireza
هزار لطف طمع داشتم ز سادهدلی/ نکرد چشم تو ممنون به یک نگاه مرا