دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

مردی که به خاطر "پول" زن می گیرد، به نوکری می رود. (ضرب المثل فرانسوی)

Alireza
Alireza

هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی)

Alireza
08.jpg Alireza

قربون هر چی بامرام و بامعرفته که حاضره واسه اثبات عشــق به مــادر، خطر کنه

Alireza
07.jpg Alireza

عکاس این تصاویر در یادداشتش نوشته فیل بخت برگشته به حدی تقلا می کنه تا خودش رو از آرواره های سنگین کروکودیل نجان بده که میشد این جدال رو به جنگ با زامبی ها تشبیه کرد. خلاصه مامان فیله داشت مغلوب قدرت کروکودیل بیرحم می شد و کم مونده بود که نیروی نداشته اش تموم بشه که اتفاقی شگفت انگیز افتاد و اون چیزی نبود جز اینکه اون بچه فیل شجاع نقش خودش رو جوری ایفا کرد که هر طور شده مادرش از این دردسر نجات پیدا کنه و بدینصورت خودش رو روی تمساح انداخت و مادرش رو نجات داد. شاید اون فیل کوچولو باور داشت که عشــق به مــادر، انسان و حیوان نمی شناسه و باید هر طور شده براش فداکاری کرد ...

Alireza
04.jpg Alireza

ماجرا از اونجا شروع میشه که یه ماده فیل بهمراه بچه اش لب رودخانه ای در یه پارک ملی حیات وحش در آفریقای جنوبی داشتند آب می خوردند که چشمتون روز بد نبینه ! یه مرتبه سر و کله ی یه کروکودیل زبون نفهم پیدا شدن همان و گرفتن و ول نکردن خرطوم فیل بینوا هم همانا ...

Alireza
08.jpg Alireza

شجاعـت یك بچـه فیـل !

Alireza
Alireza

گردبادی را که می‌بینی درین دامان دشت/ روح مجنون است می‌آید به استقبال ما

Alireza
Alireza

شیوهٔ ما سخت جانان نیست اظهار ملال/ لاله‌ها بی‌داغ می‌رویند از کهسار ما

Alireza
Alireza

در رزمگه، برهنه چو شمشیر می‌رویم/ در دست دشمن است سلاح نبرد ما

Alireza
Alireza

با نامرادی از همه کس زخم می‌خوریم/ این وای اگر سپهر رود بر مراد ما

Alireza
Alireza

شکایت نامهٔ ما سنگ را در گریه می‌آرد /مهیای گرستن شو، دگر مکتوب ما بگشا

Alireza
Alireza

میل دل با طاق ابروی بتان امروز نیست /کج بنا کردند از اول، قبلهٔ این خانه را

Alireza
Alireza

در دیار عشق، کس را دل نمی‌سوزد به کس/ از تب گرم است این‌جا شمع بالین خسته را

Alireza
Alireza

مرا از صافی مشرب ز خود دانند هر قومی/ که هر ظرفی به رنگ خود برآرد آب روشن را

Alireza
Alireza

هزار لطف طمع داشتم ز ساده‌دلی/ نکرد چشم تو ممنون به یک نگاه مرا