Alireza
من در جوار تو - معنی گرفته ام - تو در جوار من - او در جوار ما - ما در جوار هم - و عشق - عشق - یک اشتراک سبز عظیم است
Alireza
پرواز با خود برد - آن چشم را - آن حلق را - آن دست را - آن را - بر سینه ی دیوار تکیه می کند تاک - و شاخه های نازک خشکیده اش - از شانه می - افتند - در باد می جنبند
Alireza
هوا بارانی و من مست و او مست - شراب سرخ شیرین در سبو مست - همه چشم سیاهش سر به سر ناز - همه زلف درازش مو به مو مست
Alireza
باز طوفان شب است - هول بر پنجره می کوبد مشت - شعله می لرزد در تنهایی - باد فانوس مرا خواد کشت؟
Alireza
اگه که تو رو گرفتن ....اگه تو داری میری...عوضش توی خیالم با تو پروازی دارم...
Alireza
از جهان ترانه و حیات می آیم ...با بال قلب نور ... به سراسر شب می اندیشم ...به امیدواری ستارگان...به روز ایمان دارم ... تا دریاها ترانه وزندگی... بر قلب باغ ... ستاره می کارم
Alireza
خدايــــــــــــــــــا ... به حد کافي خيال بافتم ... و تنم کردم ... يه کم واقعيت شيرين ... لطفا ...
Alireza
گاهي در زندگي آدم بايد تــاوان بده تــاوان يه اتفاق ، يه تصميم ، يه ترديد شايد اين تــاوان به وسعت تمام طول زندگي باشه !!
Alireza
چه بگویم که دل افسردگی ات - از میان برخیزد ؟ - نفس گرم گوزن کوهی - چه تواند کردن ؟ - سردی برف شبانگاهان را - که پر افشانده به دشت و دامن ؟
Alireza
باري... دل... در اين برهوت... ديگرگونه چشماندازي ميطلبد.