دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

ای بی تو من خراب - شب بی تو خسته است - ای بی تو من سراب - دیگر شتاب توان را شکسته است - در من ، منی بپاست - اما نرفته دلشده ای در - عمیق خواب - جدایی چه خیمه ای - در هشر بسته است

Alireza
chelsea-team.jpg Alireza

شیر های آبی لندن...

Alireza
Alireza

شبی به خلوت من از پی نظاره بیا - به چشمهای درخشان تر از ستاره بیا - اگر چو ماه به وقت سحر برون رفتی - به شب که تیره شود آسمان - دوباره بیا

Alireza
Alireza

به تو دست می سایم و جهان را در می یابم - به تو می اندیشم و زمان را لمس میکنم - معلق و بی انتها عریان می وزم، می بارم، می تابم. - آسمان ام ستارگان و زمین، و گندم - عطرآگینی که دانه می بندد - رقصان در جان سبز خویش از تو عبور میکنم

Alireza
Alireza

گناه را به گردن فاصله می اندازیم - ولی بهار دشمن صبر است - مگر نگفتی : برایم دروغ ننویس ! آن که بر زانوان تو به خواب می رود - کتاب نیست - مگر ندانستی آن چه رابطه را گره کور می زند ، نه طول فاصله - کمبود حوصله خواهد بود ؟

Alireza
Alireza

من پا به پای موکب خورشید - یک روز تا غروب سفر کردم - دنیا چه کوچک است - وین راه شرق و غرب چه کوتاه - تنها دو روز راه میان زمین و ماه

Alireza
Alireza

چنگ اگر بود سرودی بود - جام اگر بود شرابی بود - کوی اگر بود نگاری بود - می اگر بود خرابی بود - چنگ در چنگل اهریمن - جام در خیمه عیاران - کوی جولانگه - شبگردان - باده در بزم تبهکاران - دیده بی خوابیست -چنگ خاموشیست- رنگ بیرنگیست- عقل مدهوشیست

Alireza
zj7y2bojuvvg595qe21.jpg Alireza

در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست مادرم! دعایم کن که با دعایت ، دلم خانه دردها نیست عزیزترین عزیزانم ، روزت مبارک . . .

Alireza
506141_ClgdePzu.jpg Alireza

زنان ؛ قبل از مادر شدن، پری و بعد از مادر شدن؛ تبدیل به فرشته می شوند . فرشته ی مهربان و فداکار روزت مبارک

Alireza
Alireza

و عین ... اول است...آنجا که نام کوچک من ... می شود... و قاف... حرف عشق است... آنجا که نام بزرگ من ... آغاز می شود... اینجا که فقط آغاز بود ... پس چرا در آغاز به آخر رسیدیم...

Alireza
Alireza

سکوت سنگین است - سکوت تاریکی - سکوت همهمه های تهی سرگردان - سکوت فاصله هایی که فکر می کردم - حضور گرم تو آن را تمام خواهد کرد

Alireza
Alireza

آونگ ساعت در مدار ثابت تردید می جنبد - یک رفت یک برگشت - یک رفت یک برگشت - حمل صلیب تنهایی بر شانه ی زخمی - تکرار سوزش در میان آتش وحشت - در دشت های خشک - سرگشتگان

Alireza
Alireza

تا چند می شود - از آسمان برید افق را - از ساقه برگ را - از قلب عشق را - از من تو را تو را ؟

Alireza
Alireza

همیشه یک پرده - به قدر وسعت یک پرده - نقش می گیرد - کنار بزن - سکوت شب از صوت رنگ - لبریز است

Alireza
Alireza

من در تو جاری ام - تو در درون من - و دست های ما - در هم تنیده اند - نزدیک تر به هم - از ساقه با زمین - یا نور با نگاه - یا رنگ با گیاه