Alireza
شب مهتابی و قلبم پریشونه ...دل دیونه ام امشب چه داغونه... گلای یاس توی باغچه هم با من... دارن شبنم می بارن دونه به دونه...
Alireza
عادت ميکنيم به داشتن چيزي /و سپس نداشتنش !! به بودن کسي/ و سپس نبودنش !! تنها عادت ميکنيم /فراموش نه..!!
Alireza
تاب می خورم - تاب می خورم - می روم به سوی مهر - می روم به سوی ماه - در کجا به دست کیست - بند گاهواره ام
Alireza
بازو به دور گردنم از مهر حلقه کن - بر آسمان بپاش شراب نگاه را - بگذار از دریچه چشم تو بنگرم - لبخند ماه را
Alireza
بیابان تا بیابان در غبار است - چراغ چشم ها در انتظار است - بار هر بیابان را سواری است - غبار این بیابان بی سوار است
Alireza
سر برداشتم - زنبوری در خیالم پرزد - یا جنبش ابری خوابم را شکافت ؟ - در بیداری سهمناک - آهنگی دریا نوسان شنیدم به شکوه لب بستگی یک ریگ و از کنار زمان - برخاستم
Alireza
در شبی ، سرشار اندوه نگاه او... آنچه در اندیشه ام رویید ... خط بی پایان گیسویش ... طرح تابستان بی اندوه بازویش .
Alireza
با ، آوایی گوناگون... با ندای نالان... زمزمه کنان... مرا همچنان با خود می برد
Alireza
هر کس که می عشق به جامش کردند/ از دردی درد تلخکامش کردند/ گویا همه غمةای جهان در یک جا/ جمع آمده بود، عشق نامش کردند
Alireza
به کدام صدا به کدامین ناله پاسخی خواهی گفت وگر نه به فریادی به کدامین آواز؟ پریدهرنگیِ شامگاهان دنبالهی رو در سکوتِ فریادِ وحشتی رو در فزون است. به کدامین فریاد پاسخی خواهی گفت؟
Alireza
فراموش نکنیم... آدم برفی ها آب می شوند ، ما هم روزی خاک می شویم ... قدر یکدیگر را بدانیم !
Alireza
تو خیالت راحته که دل من با تو هست...من چه کارکنم با این بی دلی خودم...
Alireza
فکر کنم از بازی با من خسته شده بود...
Alireza
تنهاييم را به گردن هيچکس نمي اندازم گردن هيچکس تاب اين همه سنگيني را ندارد !
Alireza
ميشه پروانه بود و به هر گلي نشست...ميشه زنبوری بود و به هر دلي نیش زد...انتخابش با تو...