دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود /حال من از اقبال تو فرخنده شود/ وز غیر تو هر جا سخن آید به میان /خاطر به زار غم پراگنده شود

Alireza
Alireza

یوسف رویی، کزو فغان کرد دلم /چون دست زنان مصریان کرد دلم/ ز آغاز به بوسه مهربان کرد دلم /امروز نشانهٔ غمان کرد دلم

Alireza
Alireza

در رهگذر باد چراغی که تراست /ترسم که: بمیرد از فراغی که تراست/ بوی جگر سوخته عالم بگرفت /گر نشنیدی، زهی دماغی که تراست!

Alireza
Alireza

پیری دیدم به خانهٔ خماری/ گفتم نکنی ز رفتگان اخباری/ گفتا می خور که همچو ما بسیاری /رفتند و خبر باز نیامد باری

Alireza
Alireza

مرا دل از غمت درياي خونست /تو حال من نمي پرسي که چون است

Alireza
Alireza

گاه این نازک دلم ، یاد رویت میکند / گاه با دیدار گل ، یاد بویت میکند / گاه با دلواپسی ، کنار پنجره / از هزاران قاصدک ، پرس و جویت میکند

Alireza
Alireza

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است /در بند سر زلف نگاری بوده‌ست/ این دسته که بر گردن او می‌بینی /دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست

Alireza
Alireza

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب /جان و دل و جام و جامه پر درد شراب /فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب/ آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

Alireza
Alireza

باز بر افراشت...بدون اینکه خوب در زمین ... برای به آسمان داشت... باد هم با زمینش کرد

Alireza
Alireza

شب فرو می افتد - ومن تازه می شوم - ازاشتیاق بارش ِشبنم - نیلوفرانه - به آسمان دهان باز می کنم - ای آفریننده ی شبنم وابر - آیا تشنگی مرا پایان می دهی ؟ - تقدیر چیست ؟ - می خواهم از تو سرشار باشم

Alireza
Alireza

پرواز با تو باید - - گر پر شکسته در باد - - آغاز هر کجا شد - - پایان هر کجا باد - - گر تابش از تو باشد - - خورشید بی فروغ ست - - از چشم من چنین ست - - گر پوچ ، یا دروغ ست

Alireza
Alireza

با تو حکایتی دگر - این دل ما بسر کند - شب سیاه قصه را - هوای تو سحر کند - باور ما نمی شود - درسر ما نمی رود - از گذر سینه ئ ما - یار دگر گذر کند

Alireza
Alireza

همه رفتن ، کسی دور و برم نیست - چنین بی کس شدن در باورم نیست - همه رفتن ، کسی با ما نموندش - کسی حرف دل ما رو نخوندش - همه رفتن ، ولی این دل ما رو - همون که فکر نمی کردیم ، سوزوندش

Alireza
Alireza

بار دیگر غم عشق آمد و دلشادم کرد - عزم ویرانی من داشت و آبادم کرد - دشت تا دشت دلم وادی خاموشان بود - تندر عشق یه یک صاعقه فریادم کرد

Alireza
Alireza

دریغا دیده ی دل ها به خوابست - نداند کس که غم ها بی حسابست - دمی اندیشه کن کاین زندگانی - عذاب اندر عذاب اندر عذاب است

این ارسال را بازنشر کرده است.