Alireza
برداشت آزاد از غزل رودکی (بوی جوی مولیان آید همی)....بوی بی وفایی یاران آید همی ... یاد یار نا مهربان آید همی/ آب چشم ما از بی وفای دوست...ز روی گونه تا دامان آید همی/ای رقیب شاد باش و دیر زی...که بی وفای من سوی تو آید همی/ یار ماه است و رقیب شب سیاه ...ماه سوی سیاهی آید همی /من مهر بودم و دوست ماه... ماه سوی شب سیاه آید همی
Alireza
دیروز - چون دو واژه به یک معنی - از ما دو نگاه - هر یک سرشار دیگری - اوج یگانگی - و امروز - چون دو خط موازی - در امتداد یک راه - یک شهر یک افق - بی نقطه ی تلاقی و دیدار - حتی در جاودانگی
Alireza
در تلاشِ تاراندنِ مرگ... با شتابي ديوانهوار... باقيماندهي زندگي را مصرف ميکند... تا مرگِ کامل فرارسد... پس زنگِ بلندِ آوازِ من... به کمالِ سکوت مينگرد.
Alireza
يک جام پر از شراب دستت باشد... تا حال من خراب دستت باشد ... اين چند هزارمين شب بي خوابيست... اي عشق فقط حساب دستت باشد .
Alireza
انگار این لحظه های شاعری، تنها فریاد بلند عاشقی است رو به باد...
Alireza
آدمهای خوب از یاد نمیرن ، از دل نمیرن ، از ذهن نمیرن ! ولی زودتر از اینکه فکرش رو بکنی از پیشت میرن..!!
Alireza
اولین خبر... بهار شاخه های هر درخت رابه شکوفه ها، اجاره می دهد... آخرین خبر...من هنوز زنده ام...
Alireza
از هر چه ترسيده ام... سرم آمده! کاش تو هم ترسناک بودي .
Alireza
درونت که جنگ باشد... چه فرقي ميکند؟ هر طرف که ببرد... هر طرف که ببازد... تو پاره پاره اي...
Alireza
کی می دونه دو دو تا چند تا میشه...(?=2x2)
Alireza
هرچه قدم هايم را مي شمارم به آخر نمي رسم ..! چه بي انتهاست شبِ "چشم هايت"..!!
Alireza
درون سینه ام صد آرزو مرد - گل صد آرزو نشکفته پژمرد - دلم بی روی او دریای درد است - همین دریا مرا در خود فرو برد
Alireza
به دست های او نگاه میکنم - که میتواند از زمین - هزار ریشه گیاه هرزه را برآورد - و میتواند از فضا - هزارها ستاره را به زیر پر درآورد
Alireza
آهای عاشقا شما از کجا می فهمید هوا بارانیه یا آفتابی...