دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

گشتم ز غم فراق دیبا دوزی/ چون سوزن و در سینهٔ سوزن سوزی /باشد که مرا به قول نیک آموزی/ چون سوزن خود به دست گیرد روزی

Alireza
Alireza

باشد همه را چو بر ستارهٔ سحری/ دل بر تو نهادن ای بت از بی‌خبری/ زیرا که چو صبح صادق ای رشک پری/ هم پرده دریده‌ای و هم پرده دری

Alireza
Alireza

از آمدنم نبود گردون را سود/ وز رفتن من جلال و جاهش نفزود/ وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود /کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

Alireza
Alireza

سلامی چو بوی خوش آشنایی /بدان مردم دیده روشنایی /درودی چو نور دل پارسایان /بدان شمع خلوتگه پارسایی/ نمی‌بینم از همدمان هیچ بر جای/ دلم خون شد از غصه ساقی کجایی

Alireza
Alireza

تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد/ چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد/ گر چشمه زمزمی و گر آب حیات/ آخر به دل خاک فرو خواهی شد

Alireza
Alireza

وقت سحر است خیز ای طرفه پسر/ پر باده لعل کن بلورین ساغر /کاین یکدم عاریت در این گنج فنا/ بسیار بجوئی و نیابی دیگر

Alireza
Alireza

ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی /وز هفت و چهار دایم اندر تفتی/ می خور که هزار بار بیشت گفتم/ باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی /////جواب معمای بیت اول کسی میدونه............

Alireza
Alireza

گویند بهشت و حور و کوثر باشد/ جوی می و شیر و شهد و شکر باشد/ پر کن قدح باده و بر دستم نه/ نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد

Alireza
Alireza

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی / آخر ای ماه تو هم درد من مسکینی / تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من / سر راحت ننهادی به سر بالینی .

Alireza
Alireza

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت / آمدم نعره نزن جامه مدر هیچ مگو/ گفتم‌ای عشق من از چیز دگر میترسم / گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

Alireza
Alireza

سلام. من Alireza هستم، از اعضای جدید ...

Alireza
Alireza

@ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*. ايمان داشته باش که کمترين مهرباني ها از ضعيفترين حافظه ها پاک نميشوند ، پس چگونه فراموش خواهي شد تو که پيشه ات مهرباني است

Alireza
Alireza

@Sajad موج آرام نگاهت لاف دريا را شکست .. از حصار شب گذشت و مرز فردا را شکست.. غم بر روي شانه هايم سالها لم داده بود .. مهربانيهاي تو ، قنديل غمهايم شکست

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

است بر حرف دار ... گر او است تو هستی ... نکند کاری از و ... پس این عیب از خود دار...

Alireza
Alireza

سقوطم را به ... هر چند نیست ... اما رویاست...