Alireza
من رسیدم به رسیدن - تو من رو چیدی و رفتی - من بریدم ! من بریدم - اماخندیدی و رفتی - باز بخند به هق هق من - خنده هات چقدر - قشنگه - چشمات از جنس بلوره - دلت از مرمر و سنگه
Alireza
لحظه ای که خسته ام - لحظه ای که روی دسته های نرم صندلی - یا به پایه های سخت میز - تکیه می دهم - مثل میهمان سرزده - پا به راه و بی قرار رفتنم...شب خوش...
Alireza
از دوستان آذری زبان کسی اینجا هست که ادبیات خونده باشه یا آشنایی با ادبیات داشته باشه.......
Alireza
نرو... تو هم مثل من نمی تونی دوام بیاری...
Alireza
پرواز پرندگان - در آبی آسمان هر کجا - چشمانم را - کودکانه به دنبال می کشد - و روحم را - در خواهش گنگ پریدن - خوابهای شبانه ام - را - تفسیر می کند - کسی چه می داند - شاید دستهایم -تقدیر بالهای پرواز است -که هنوز چیزی از اوج -به خاطر دارد...
Alireza
-دنیا جای فراموشی است و انسان این چند روزه ی عمر را خواه بیاد گذشته و خواه بامید آینده میگذراند و بعد مرگ بر او مستولی شده و پس از چندی جزء فراموش شدگان ابدی محسوب خواهد گردید. «نظام وفا کاشانی»
Alireza
یکی از ناشناخته ترین لذتها در زندگی حرف زدن با خویشتن است. «فرانسیس رواتر»
Alireza
در زندگی فقط دو چیز هدف انسان است اول تأمین آنچه که میخواهد دوم تمتع از آن ،فقط عاقلترین افراد نوع بشر بانجام دومی موفق میشوند. «دیل کارنگی»
Alireza
آدمی باید در پنج خصلت با کودکان شرکت داشته باشد یکی آنکه غم روزی نخورند. دیگر چون بیمار شوند از عذاب ننالند، و گله نکنند و آنکه هر طعامی داشته باشند با یکدیگر خورند و چون با یکدیگر نزاع کنند در دل نگاه ندارند و زود آشتی کنند و از اندک چیزی بترسند و با رقت باشند و با اندک چیزی راضی و خشنود گردند. «بزرگمهر»