Alireza
گاه برای ساختن باید ویران کرد ، گاه برای داشتن باید گذشت و گاه در اوج تمنا باید نخواست.
Alireza
کاش ماه می دانست از این همه ستاره و سیاره تنها یکی مشتری ست....
Alireza
دربن بست هم راه آسمان باز است پرواز را بیاموز.
Alireza
آرامش رهایی از طوفان نیست بلک آرام زندگی کردن درمیان طوفان است.
Alireza
ساعتها را بگذارید بخوابند . بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست .
Alireza
توآن باران تند بیقراری که راهی غیر باریدن نداری.... نمی ماند نشانی از بدی ها اگر بر تک تک دلها بباری
Alireza
روزگاری است که در دیر مغان میریزد/ آب بر دست سبو، گریهٔ مستانه ما
Alireza
گر نباشد گل رخسار تو در باغ بهشت/ اهل دلرا نکشد میل به جنات نعیم/ برو ای خواجه که صبرم بدوا فرمائی/ کاین نه دردیست که درمان بپذیرد ز حکیم /چون بمیرم بره دوست مرا دفن کنید/ تا چو بر من گذرد یاد کند یار قدیم
Alireza
هر لحظه به شکلی بت عیّار بر آمد/ هر دم به لباس دگر آن یار بر آمد
Alireza
گویند کسان بهشت با حور خوش است/ من میگویم که آب انگور خوش است /این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار/ کاواز دهل شنیدن از دور خوش است