Alireza
از آغاز آنچه کردم ، بی ثمر بود - همه سودم درین سودا ضرر بود - چه حاصل بردم از این بازی بخت - که انجامش از آغازش بتر بود - نه هرگز - تن به راحت آشنا شد - نه هرگز دل ز شادی با خبر بود - بد و خوب آنچه گفتم ، بی اثر ماند
Alireza
بیا بنویسیم روی خاک رو درخت ، رو پر پرنده ، رو ابرا - بیا بنویسیم روی برگ ، روی آب ، توی دفتر موج ، رو دریا - بیا بنویسیم که خدا ، قلب - آینه س - مث شور فریاد نفس ، تو حصار سینه س - با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
Alireza
رفتم به کنار رود - سر تا پا مست - رودم به هزار قصه میبرد ز دست - چون قصه درد خویش با او گفتم - لرزید و رمید و رفت و نالید و شکست
Alireza
يه عطش مونده به دريا - يه قدم مونده به رويا - يه نفس مونده به آواز - يه غزل مونده به پرواز - يه ترانه مونده تا يار - يه طنين - مونده به آوار - يه ستاره مونده تا روز ...
Alireza
شب آغاز هجرت تو - شب از خود گذشتنم بود - شب بی رحم رفتن تو - شب از پا نشستنم بود - شب بی تو ، شب بی من - شب - دل مرده های تنها بود - شب رفتن ، شب مردن - شب دل کندن من از ما بود
Alireza
دوباره شب شد و با من - حدیث بیداری - گذشته بود شب از نیمه من ز هشیاری - و پلکهای تو این حاجبان سحر مبین - چو پرده های حریری برآفتاب افتاد - در آن شب تاری
Alireza
تا مگر شیشه این کاخ به هم درشکند - تا مگر ولوله افتد به دل قصر سکوت - دست در حسرت سنگ - سنگ در آرزوی پرواز است