Alireza
یک مادر می تواند 10 فرزندش را نگهداری کند؛ اما 10 فرزند نمی توانند یک مادر را نگه دارند ... و این انصاف نیست ...
Alireza
آخرین برگ سفرنامه ی باران - این است - که زمین چرکین است
Alireza
در یک اتاق سرد ...تنهایی و آئینه و من... مجلس آرائیم... جای تو، بس خالی است.
Alireza
کسی که یک بار رفته ، اگر هم برگرده ، یادت باشه که دیگه راهِ رفتن رو یاد گرفته . . .
Alireza
وقتی سهراب گفت: قایقی خواهم ساخت...من به سهراب خندیدم...غافل از اینکه سهراب می دانست دل دوست دریاییست...
Alireza
در نبرد بین تو و دنیا من روی تو شرط می بندم اگه با خودت خدا رو داشته باشی ...سلام.....
Alireza
غریبه ،آهای غریبه بی وفایی... دلم پره ازت خدایی... چی دارم از تو جز جدایی ...