دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

غرق شدن خوب نیست ..! چه در شطرنج ..! چه در شطِ رنـــــج ..!!

Alireza
Alireza

از گـونـه هـاي مـن گلـي نـمي شكفد بــا ايـن بــاران هــاي شــور . . .!!

Alireza
Alireza

بهار ... و این همه دلتنگی؟! نه ، شاید فرشته ای فصلها را به اشتباه ورق زده باشد.

Alireza
Alireza

آوازهٔ حسنت از جهان می‌شنوم/ شرح غمت از پیر و جوان می‌شنوم /آن بخت ندارم که ببینم رویت/ باری، نامت ز این و آن می‌شنوم

Alireza
Alireza

افتاد مرا با سر زلفین تو کار /دیوانه شدم، به حال خویشم بگذار /دل در سر زلفین تو گم کردستم /جویای دل خودم، مرا با تو چه کار؟

Alireza
Alireza

در کوی تو عاشقان درآیند و روند/ خون جگر از دیده گشایند و روند/ ما بر در تو چو خاک ماندیم مقیم /ورنه دگران چو باد آیند و روند

Alireza
Alireza

ای دوست، فتاد با تو حالی دل را /مگذار ز لطف خویش خالی دل را /زیبد به جمال تو خود بیارایی دل/ زیرا که تو بس لایق حالی دل را

Alireza
Alireza

Alireza
Alireza

ز خم طلوع سهیل شراب نزدیک است/ ز کوه سر زدن آفتاب نزدیک است ..........بامداد همگی بخیر و خوشی.....

Alireza
Alireza

رفتن از عالم پر شور به از آمدن است/ غنچه دلتنگ به باغ آمد و خندان برخاست

Alireza
Alireza

از بهار نوجوانی آنچه برجا مانده است /در بساط من، همین خواب گران غفلت است

Alireza
Alireza

شیوهٔ ما سخت جانان نیست اظهار ملال/ لاله‌ها بی‌داغ می‌رویند از کهسار ما

Alireza
Alireza

در رزمگه، برهنه چو شمشیر می‌رویم/ در دست دشمن است سلاح نبرد ما

Alireza
Alireza

مرا از صافی مشرب ز خود دانند هر قومی/ که هر ظرفی به رنگ خود برآرد آب روشن را

Alireza
Alireza

ضیافتی که در آنجا توانگران باشند/ شکنجه‌ای است فقیران بی‌بضاعت را