دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

دل کندن"اگر کار اسانی بود فرهاد به جای بیستون دل می کند...

Alireza
Alireza

طنین گام تو در شب - طنین گام تو در لحظه های آمدن تو - صدای جوشش خون است در سکوت رگ من ...شب خوش...

Alireza
Alireza

اگر بخوای قلبت پر مهر و انباشته برحمت شود بریتیمان ترحم کن و حاجات آن ها را بر آور و دست لطف و محبت بر سر آنها بکش. «حضرت امیر (علیه السلام)»

Alireza
Alireza

چه و میشد امروز ... شما هم دیدید...

Alireza
Alireza

چـه رســم ِ تلخــی سـت... تــــو ، بــی خـــبـر از مــن ! و .. تمـــام ِ مـن ، درگـــیر ِ تــو !!

Alireza
Alireza

چه شد که ماه مراد از کرانه ای نرسید - شبی رسید و حریف شبانه ای نرسید...سلام...

Alireza
Alireza

ای صبح - ای بشارت فریاد - امشب خروس را - در آستان آمدنت - سر بریده اند

Alireza
Alireza

یادها انبوه شد - در سر پر سرگذشت - جز طنین خسته افوس - رفته ها را بازگشت

Alireza
Alireza

دیگه شده...

Alireza
08.jpg Alireza

شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟

Alireza
Alireza

حجم است ...که ممکنه تو رو تا ته برسونه...تا ته چاه ...و یا ممکنه تو را تا برسونه... عزیزی دل یوسفی... است تنهایی...

Alireza
Alireza

برقست این عمر...

Alireza
Alireza

@ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*. عشرت بادا صبح تو و شام ترا... آغاز تو را خوشی و انجام ترا... شبهای ترا باد نشاط شب عید... نوروز ز هم نگسلد ایام ترا

Alireza
Alireza

سپیده دم در کویر - بلاغت رنگ هاست - طلوع نور و نماز - به خار و خارا و خاک - فراز فرسنگ هاست - سپیده دم در کویر - طنین آهنگ رنگ - و رنگ آهنگهاست...شب خوش...

Alireza
Alireza

نفسم گرفت ازین شب در این حصار بشکن - در این حصار جادویی روزگار بشکن - چو شقای از دل سنگ برآر رایت خون - به جنون - صلابت صخره ی کوهسار بشکن - تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه - لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن