Alireza
دل کندن"اگر کار اسانی بود فرهاد به جای بیستون دل می کند...
Alireza
طنین گام تو در شب - طنین گام تو در لحظه های آمدن تو - صدای جوشش خون است در سکوت رگ من ...شب خوش...
Alireza
اگر بخوای قلبت پر مهر و انباشته برحمت شود بریتیمان ترحم کن و حاجات آن ها را بر آور و دست لطف و محبت بر سر آنها بکش. «حضرت امیر (علیه السلام)»
Alireza
چـه رســم ِ تلخــی سـت... تــــو ، بــی خـــبـر از مــن ! و .. تمـــام ِ مـن ، درگـــیر ِ تــو !!
Alireza
چه شد که ماه مراد از کرانه ای نرسید - شبی رسید و حریف شبانه ای نرسید...سلام...
Alireza
ای صبح - ای بشارت فریاد - امشب خروس را - در آستان آمدنت - سر بریده اند
Alireza
یادها انبوه شد - در سر پر سرگذشت - جز طنین خسته افوس - رفته ها را بازگشت
Alireza
شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟
Alireza
سپیده دم در کویر - بلاغت رنگ هاست - طلوع نور و نماز - به خار و خارا و خاک - فراز فرسنگ هاست - سپیده دم در کویر - طنین آهنگ رنگ - و رنگ آهنگهاست...شب خوش...
Alireza
نفسم گرفت ازین شب در این حصار بشکن - در این حصار جادویی روزگار بشکن - چو شقای از دل سنگ برآر رایت خون - به جنون - صلابت صخره ی کوهسار بشکن - تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه - لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن