دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محدّثه

محدّثه
زن
امتیاز: 2847

دنبال‌شدگان

(105 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(873 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

محدّثه
محدّثه

مردم گفته هایت را فراموش خواهند کرد ، مردم اعمالت را فراموش خواهند کرد ، اما آنها هرگز احساسی را که به واسطه تو به آن دست یافته‌اند ، از یاد نخواهند برد ، خوب یا بد ...

محدّثه
saat18.jpg محدّثه

ساعتی که فقط عدد 9 دارد

محدّثه
محدّثه

خنده به شرط جنبه : *چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟ به این دلیل که هیچ گاه از وجدان خویش استفاده نمی کنند. *چرا مردها همیشه خوشحال هستند؟ چون آدم های بی خیال فقط می خندند. *چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟ زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند. *اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین می رسد؟ خانم، چرا که آقا راه را گم می کند.

محدّثه
محدّثه

ستاره ای ارزش خیره شدن را دارد که تو را به یاد نبودن خورشید بیاندازد ولی ستاره هایی هم هستند که دلت را به چشمک های زود گذر خوش می کنند و تو را از شهاب های آرزوهایت غافل می سازند ...

محدّثه
11111.jpg محدّثه

ببین چقدر باهوشی ؟! ۱- کدام دانشجو خسته و خواب آلود به نظر می‌رسد؟ ۲- کدامشان دوقلو می‌باشند؟ ۳- چند تا زن در عکس دیده می‌شود؟ ۴- چند نفرشان خوشحال هستند؟ ۵- چند نفرشان ناراحت می‌باشند؟ چی شد ؟! سخته ؟!

محدّثه
footprints-sand-beach-sunrise.jpg محدّثه

یک شب مردی خواب عجیبی دید.او خواب دید دارد در کنار ساحل همراه با خدا قدم می زند. روی اسمان صحنه هایی از زندگی او صف کشیده بودند. در همه ان صحنه ها دو ردیف رد پا روی شن ها دیده می شد که یکی از انها به او تعلق داشت و دیگری متعلق به خدا بود. هنگامی که اخرین صحنه جلوی چشمانش امد،دید که ... بیشتر از یک جفت رد پا دیده نمیشود. او متوجه شد که اتفاقا در این صحنه،سخت ترین دوره زندگی او را از سر گذرانده است.این موضوع، او را ناراحت کرد و به خدا گفت:خدایا تو به من گفتی که در تمام طول این راه را با من خواهی بود،ولی حالا متوجه شدم که در سخت ترین دوره زندگیم فقط یک جفت رد پا دیده می شود. سر در نمی اورم که چطور در لحظه ای که به تو احتیاج داشتم تنهایم گذاشتی. خداوند جواب داد: من تو را دوست دارم و هرگز ترکت نخواهم کرد.دوره امتحان و رنج،یعنی همان دوره ای که فقط یک جفت رد پا را میبینی زمانی است که من تو را در آغوش گرفته بودم ...

محدّثه
محدّثه

از نخل برهنه سایه بانی مطلب / از مردم این زمانه کاری مطلب / عزت به قناعت است و مردی به شرف / با عزت خود بساز و یاری مطلب

محدّثه
محدّثه

انجماد قلب ها را از خشک سالی چشم ها می توان فهمید ، چشمی که گریستن نمی داند ، زیستن نمی تواند ...

محدّثه
محدّثه

" مثل ساحل آرام باش تا دیگران مثل دریا ، بی قرارت باشند ... " شب و صبح همگی خوش . خدانگهدار تا بعد

محدّثه
محدّثه

" یکی قشنگیه منظره رو می بینه ، یکی کثیفیه پنجره رو . این خود ماییم که بخوایم چی رو ببینیم " همون قضیه ی چشم ها را باید شستو جور دیگر باید دید و ...

محدّثه
محدّثه

از پاکی اشکهای خود فهمیدم / لبخند همیشه راز خوشبختی نیست ...

محدّثه
محدّثه

قابل توجه بروبچه های اهل دیار امتحانات و فرجه : اگه به موقع شروع کنی ، نیاز به دویدن نداری ...

محدّثه
محدّثه

ابلیس کی گذاشت که ما بندگی کنیم ؟ یک دم نشد که بی سر‌ خر ، زندگی کنیم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه

از ترحم تا مروت ، و از مدارا تا وفا هر چه را کردم طلب ، دیدم ز عالم رفته است ... "بیدل"

محدّثه
محدّثه

الماس های دیده‌ی من ، مشتری نداشت / گوهر شناس بود ، فقط آستین من ... "فریدون گیلانی"