#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
علیک سلام
سلام
مخلص همتونم ...
گر اين نغمه، اين دانه اشك، درين خاك روئيد و باليد و بشكفت، پس از مرگ ببل، ببينيد چه خوش بوي گل در قفس مي زند موج !
رها كن ... رها كن، كه اين شعلهء خرد ... چندان نپايد، يكي برق سوزنده بايد، كزين تنگنا ره گشايد؛ كران تا كران خار و خس مي زند موج !
مرسی #سوگند جان
نفس مي زند موج .... ساحل نمي گيردش دست، پس مي زند موج . فغاني به فريادرس مي زند موج ! من آن رانده ماندهء بي شكيبم، كه راهم به فريادرس بسته، دست فغانم شكسته، زمين زير پايم تهي مي كند جاي، زمان در كنارم عبث مي زند موج ! نه درمن غزل مي زند بال، نه در دل هوس مي زند موج !
ممنون عزیزان وقت بخیر
پا شم ......بخوابم ؛ زندگی می گذرد عین همین صداهای زیبا و غم ناک بخزم...... پیش گرامم............... در سیاهی شب ............. دست که می کشم بهش................... چشمانم........بی ترس شب خیس و نمناک می شود.......... وای ..............چقدر زیباست .................................................
یاکریمها و گنجشکها در این کوچه زیاد شدهاند مهربانی همسایهها تمامی ندارد
مرسی #بانو جان
خواهش میکنم.
@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرسی #زهرا جان
پاپس کشیدن ............ هنر می خواهد باید .... زیبا رفت به شکلی رفت که در یادها ماند و زیبایی رفتن ....... همچون غروبی شگفت در دل دشت ........ حک شود ! پا که پس می کشی ......... مثل خداوند باش ...! می بینی چه زیبا و در یاد ماندنی .... می برد ؟ !
گفته بودی پیش از این ها : دوستی ماند به گل دوستان را هر سخن ؛ هر کار؛ بذر افشاندن است در ضمیر یکدیگر باغ گل رویاندن است گفته بودم : آب و خورشید و نسیمش .... مهر است باغبان ؛ رنج تا گل بردمد زندگی را چون بهشت تازه ؛ عطر افشان و گل باران کند گفته بودم ؛ لیک ؛ با من کس نگفت : خاک را از یاد بردی .... خاک را لاجرم یک عمر سوزاندی دریغ بذرهای آرزویی پاک را آب و خورشید و نسیم و مهر را زآنچه می بایست افزون داشتم شور بختی بین که با آن شوق و رنج در زمین شوره سنبل کاشتم گل ؟ چه جای گل ؛ گیاهی برنخاست در پی صد بار بذر افشانی ام باغ من ؛ اینک بیابان است و من وندر آن من مانده ام با حیرانی ام پوزشم را می پذیری بی گمان عشق با این اشک ها ؛ بیگانه نیست دوستی بذری ست ؛ اما هر دلی در خور پروردن این دانه نیست یادگاری دیگر از دوست ... برکشیده ازیک بقچه ای !
نوچ
نچ نچ...
دیگه باقیشو نمیگم
بی سوادی؟ نچ نچ... از اینجا به بعدم من نمی دونم.
آدم يك وقت هايي حس مي كند واقعا كسي نيست نه اينكه خودش كسي نباشه ها ... نه منظورم اينه كه واقعا كسي دوروبرت نيست حتي وقتي مي بيني دوروبرت پره از آدم... بازم يه جاي كار مي لنگه. چون هيچ كدوم اونا ...اوني نيست كه تو دنبالشي خيلي هم از تنها بودن بدم نمياد . اتفاقا تنهايي ؛ توش يه لذت هايي هم هست كه آدم فقط بايد تنها باشه تا بدونه چيه. اما اينكه هيچوقت درك نشي و اونجوري كه واقعا هستي ديده نشي ...و مزه تلخ بدي ... اين بده .خيلي هم بده . آدم بايد مزه خودشو بده ...هر چي كه هست ...همونو بده ... نمي دونم چرا گويشم فرق كرده الان !؟ اما حس مي كنم تويه جاهايي گويش ها ؛ خودشون تشخيص ميدن كه بيان و يا دلت ميخواد با اونا باشي و اونا ميان. يه وقتي ...به جايي ميرسي كه فكر مي كني نبايد مي آمدي تا آرامش ها به هم نمي ريخت ... و فكر مي كني بايد برگردي.... من ...دارم به اين فكر مي كنم
دلم می خواهد همه خوب بشوند همه زیبا بمانند دلم می خواهد ... دنیا به همه بخندد و مهربانی هایش را بپاشد سرورویمان دلم می خواهد به هم ...عشق بورزیم ... دست بندازیم شانه های هم ... و صف بکشیم ... از اینجا تا آنجای هم .... و باد ؛ بوزد لای موهای مان ... وطلوع نور را با عشق نگاه کنیم تا لحظه غروبش دلم می خواهد ... هیچوقت به روی هم داد نزنیم شفیق هم باشیم رفیق هم.... کنار هم تا روزی که نفس هایمان به آخر می رسد... هیچکداممان ..هم را تنها نگذاریم و باهم ... هم را به خاک بسپاریم و خاک بپاشیم روی تابوتمان و گل بزاریم برای هم و آرام آرام ... برگردیم و فراموش نکنیم هم را ...هیچوقت هیچوقت
مال منم عوض نمیشه
وا چرا؟؟؟چیکار باید کرد؟؟
نمیدونم والا .........
علیک سلام
13 سال و 2 ماه و 17 روز و 8 ساعت و 3 دقيقه قبلسلام
13 سال و 2 ماه و 17 روز و 8 ساعت و 2 دقيقه قبلسلام
13 سال و 2 ماه و 17 روز و 8 ساعت و 1 دقيقه قبلسلام
13 سال و 2 ماه و 17 روز و 8 ساعت و 1 دقيقه قبلمخلص همتونم ...
13 سال و 2 ماه و 17 روز و 8 ساعت قبل