❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با لباسی پاره از فروشنده سوالی کرد : قیمت انسان متری چند ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حکیمی گفت:" در دوستی غرور کسی را بشکنی دیگر چیزی نمی ماند اما اگر غرور کسی را با آفتاب محبت آب کنی همه چیز تا ابد باقی می ماند."
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پيداست هنوز شقايق نشدي ... زنداني زندان دقايق نشدي ... وقتي که مرا از دل خود مي راني ... يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ... زرد است که لبريز حقايق شده است ... تلخ است که با درد موافق شده است ... شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ... پاييز بهاريست که عاشق شده است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تنها ترين من تنها سفر نكن اين دلشكسته از ياد رفته رو ديوونه تر نكن ... چشماي خيس من اين چشمه هاي غم ديوونه توان اي رود مهربودن از روز وصلمون چيزي بگو به من حرفي بزن گلم من كم تحملم ... كم گريه كن گلم من كم تحملم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدا ترسناک ترين حرف را زد رعد وبرق!... باران کهن تمام شد خوشبخت ترين ترسوی زمين بودم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در آسمان دو چيز افسونم مي کند آبي بي کران و خدا.... آن را مي بينم و مي دانم که نيست ،او را نمي بينم و مي دانم که هست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رؤيا براي چيست ؟ آرزو را خدا براي چه آفريد؟ مي دانم، كه امروز اشتياقم براي ديدنت راهي جز بيهودگي نمي پيمايد، اينگونه است كه خدا آرزو را آفريد ، تا به اميد ديدن آنكه هرگز نديده اي ، گل اشتياق را ببويي!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نيست و دلم بس تنگ است بی خيالی سپر هر درد است باز هم می خندم آن قدر می خندم که غم از روی رود...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تمام مدت شب اضطراب نوشيدم و مثل ماهي تشنه حباب نوشيدم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پرسید یکی که عاشقی چیست گفتا که چو خود شوی بدانی