#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
من دوست ندارم برای همه ...وقت بگذارم دوست ندارم به ساز همه برقصم.....چون نه بلدم و نه می خواهم بلد باشم دوست ندارم سر از کار کسی در بیاورم وکسی هم سر در کار من بکند ! چه به قولی....مغرور و متکبر باشم چه به قولی ... سرشار از اعتماد بنفس دروغین باشم چه خوب باشم و چه بد باشم .... من همینم که هستم ........................... می شود مرا انداخت دور انگار هیچوقت نبودم ! می شود ...برایم ادعا کرد و غرور...پراند ! می شود خیلی کارها کرد ...اختیارتان دست خودتان است ولی اختیار من دست خداست وخدا داده به من ! و من باز از خدا دارم . من در اینجا ....دوستانی دارم که خیلی هایشان را ندیدم حتی صدایشان را نشنیدم دوستانی دارم خیلی خوب و رفیق و شاداب خیلی شاداب .......... آن قدر که از "غم" خواسته ام...هیچوقت سراغ آنها ...رود. دلم نمی خواهد شادابی شان ...پژمرده شود من دوستی دارم که بودنش .....عین هوا است ؛ زیبائیش سحرامیز است هر چند "خیلی دور و خیلی زیاد دور" است...اما حرفم همان است که گفتم . من " آبیدر " را مشتاقم زیاد و زیاد هم...مشتاقم . کرانه های خلیج را به بوی "پرستوی مهاجر" نگاه می کنم و در ساحل آن ؛صدف جمع می کنم . وجاهت شمسانه " بانوی شمس " ........... برایم بوی جوی مولیان دارد همی! و در این رفقاتم ...آن قدر زیبا می مانم که از برای بانو...تندرستی می خواهم از خدا. من خیلی ها را هم می گذارم بیرون دروازه سرزمینم نباید همه بتوانند وارد جایی بشوند که جای همه نیست یادتان است " رخ " ؟ هیچوقت ندیده ام رخ را .... ولی به دلایلی که برای همه ! فهم آن سخت خواهد بود طاقچه لب پنجره را که ترمه قدیمی و بسیار زیبایی دارد ... از آن " رخ " است حالا چرا باید برای این کارم اینهمه طعنه می زنید !؟ کاش مثل بانوی شمس بودید . اصلا اینکه من این کار را می کنم یا نمی کنم ....چه ربطی به شما دارد؟ می خواهم همین جا ...آخرین دعوای سالم را بکنم ...با شمایی که حرمت نمی فهمی. با شمایی که حسادتی کورکورانه دوروبرتان را سیاه کرده و نمی گذارد ببینید! من شطرنج را .......عاشقم شاه را تحویل نمی گیرم فیل را .... می بالم اسب را .....می ستایم وزیرش ...........خودم هستم رخ را دوست دارم
و صفحه اش را.................... پاتیناژ می رویم باهم نمی دانم این بودن و خواستن و ماندن ........چه آسیبی به شما می زند؟! خودم که نمی دانم........ اما شاید واقعا من "پیر" باشم شاید خیلی بد ترکیب باشم به قول شما شاید همیشه پراخم و بد اخلاق باشم شاید واقعا ..آن طور که شما می گوئید .... بی چیز و بی مقدار باشم ولی ..... هر چه هستم ...........هستم . وقتی هستم ..............................دیگر نمی شود کاری کرد چه بد باشم ...چه خوب . یا تیپ ! باشم یا ضد حال ! ممنونم که با رک بودنتان ......مرا از خفتن باز می دارید از اینکه خوابم نبرد تا بدانم که چقدر بد هستم ! که چقدر دور هستم از همه ! که چقدر بی حال و پیر و چروکیده و ضد حال هستم ! بابت تمام این دانایی ها که به من دادید............ممنونم و با احترام تمام میگویم............ مرسی ! اما خودمانیم ها من زیاد هم آدم بدی نیستم بخدا که نیستم اما وقتی شما آن قدر از نوشتن من بدتان می آید که می نویسید "وای.............چقدر حال به هم زنی ؛ تو" ! فقط می توانم بگویم این هم نظری است............. مرسی
دل دادن .........چیست ؟ دل را بریدن و دادن؟ یک کیلو سیب فروختن ؟ نیم کیلو توت فرنگی ریختن تو یک پاکت ... و دادن؟ خیار را نمک پاشیدن و بی خیال....خوردن ؟ یا...... بازی کردن ؟
اگر طالب اویی.... به درون برو غرق شو ...ولی نمیر؛ که با مردن؛ عشق جاودانه نمی شود شکوه آن .... به زندگی است به لحظه های پاک و صاف ودلتنگی اش ! به غربت همیشه آشنایش ..... که هست ونیست . #خدا ....
روز که پا می شوم ؛ شعله های نور هست . شب ... دایره ای از نور دارد . از نور آفتاب و مهتاب ؛ نورها در هم می لولند . راز نور در فوران است . در جوشش برخاسته از قدرت زوال ناپذیری که گرم است و می تواند همه جا بتراود و از آب ؛ مه بسازد و از یخ ؛ آب . وقتی خورشید پشت مهتاب است .... ماه در آسمان می درخشد وقتی ماه نباشد ... خورشید سرد است و ماه یخ می زند زیبایی ماه ... قدرت آفتاب است و آفتاب؛ محو غرور مهتاب . این ...راز جاودانگی است و زندگی ما .... با پیوند آسمانی این دو سبز می شود . خداوند راز بودن را به این بزرگی پیش روی چشم ما گذاشته است وما همچنان در پی راز عشق می دویم !
کاش همه مثل هم بودیم . یا بد ... یا خوب بودیم . کاش قشنگ بودیم . کاش ... اسیر هم بودیم . خوبه خوب بودیم . کاش ... رنگ هایمان همه آبی بودند یا سبز قرمز نیلی یا بنفش و زرد. کاش سفید بودیم . کاش همان بودیم که درونمان پنهانش می کنیم یا نبودیم آن چیزی که نشانش می دهیم . ولی نیستیم .
دلم می خواهد همه خوب بشوند همه زیبا بمانند دلم می خواهد ... دنیا به همه بخندد و مهربانی هایش را بپاشد سرورویمان دلم می خواهد به هم ...عشق بورزیم ... دست بندازیم شانه های هم ... و صف بکشیم ... از اینجا تا آنجای هم .... و باد ؛ بوزد لای موهای مان ... وطلوع نور را با عشق نگاه کنیم تا لحظه غروبش دلم می خواهد ... هیچوقت به روی هم داد نزنیم شفیق هم باشیم رفیق هم.... کنار هم تا روزی که نفس هایمان به آخر می رسد... هیچکداممان ..هم را تنها نگذاریم و باهم ... هم را به خاک بسپاریم و خاک بپاشیم روی تابوتمان و گل بزاریم برای هم و آرام آرام ... برگردیم و فراموش نکنیم هم را ...هیچوقت هیچوقت
کسی واقعا #دوستم نداره ... و #تنهام ......
مهربانی را ازیاد می بریم چقدر بد می شویم ..... خیلی باور کن خیلی بد می شویم سایه هایمان را ....... که روزی درختان سبزی بودند برای هم ....
خاک .... پاکیزه است همه ما از خاکیم و به خاک باز خواهیم گشت خاک ... مسخره نیست که بخواهیم کسی را با آن ...مسخره اش کنیم .
این نواهارا گوش دهید .. اگر عشق نکردید .. من آن عشق را از شما می خرم . اوکی ؟
تلخ ترين چيز در اندوه امروزمان ، خاطره شادماني ديروزمان است
*انسان سه نوع دوست و سه نوع دشمن دارد:دوستان تو یکی آنکه مستقیما با تو دوست است دومی دوست دوست تو است سومی دشمن دشمن تو است و دشمنان تو عبارتند از آنکه مستقیما با خود تو دشمن است و آنکس که دشمن دوست تو است و آنکس که دوست دشمن تو است( حضرت علی ع)
*ما به مردماني نياز داريم كه به چيزهايي بينديشند كه پيش از اين كسي به آن نينديشيده باشد.
من دوست ندارم برای همه ...وقت بگذارم
13 سال و 2 ماه و 23 روز و 18 ساعت و 2 دقيقه قبلدوست ندارم به ساز همه برقصم.....چون نه بلدم و نه می خواهم بلد باشم
دوست ندارم سر از کار کسی در بیاورم
وکسی هم سر در کار من بکند !
چه به قولی....مغرور و متکبر باشم
چه به قولی ... سرشار از اعتماد بنفس دروغین باشم
چه خوب باشم و چه بد باشم ....
من همینم که هستم ...........................
می شود مرا انداخت دور
انگار هیچوقت نبودم !
می شود ...برایم ادعا کرد و غرور...پراند !
می شود خیلی کارها کرد ...اختیارتان دست خودتان است
ولی اختیار من دست خداست
وخدا داده به من !
و من باز از خدا دارم .
من در اینجا ....دوستانی دارم که خیلی هایشان را ندیدم
حتی صدایشان را نشنیدم
دوستانی دارم خیلی خوب و رفیق و شاداب
خیلی شاداب ..........
آن قدر که از "غم" خواسته ام...هیچوقت سراغ آنها ...رود.
دلم نمی خواهد شادابی شان ...پژمرده شود
من دوستی دارم که بودنش .....عین هوا است ؛ زیبائیش سحرامیز است
هر چند "خیلی دور و خیلی زیاد دور" است...اما حرفم همان است که گفتم .
من " آبیدر " را مشتاقم
زیاد و زیاد هم...مشتاقم .
کرانه های خلیج را به بوی "پرستوی مهاجر" نگاه می کنم و در ساحل آن ؛صدف
جمع می کنم .
وجاهت شمسانه " بانوی شمس " ...........
برایم بوی جوی مولیان دارد همی!
و در این رفقاتم ...آن قدر زیبا می مانم که از برای بانو...تندرستی می خواهم از خدا.
من خیلی ها را هم می گذارم بیرون دروازه سرزمینم
نباید همه بتوانند وارد جایی بشوند که جای همه نیست
یادتان است " رخ " ؟
هیچوقت ندیده ام رخ را ....
ولی به دلایلی که برای همه ! فهم آن سخت خواهد بود
طاقچه لب پنجره را که ترمه قدیمی و بسیار زیبایی دارد ...
از آن " رخ " است
حالا چرا باید برای این کارم اینهمه طعنه می زنید !؟
کاش مثل بانوی شمس بودید .
اصلا اینکه من این کار را می کنم یا نمی کنم ....چه ربطی به شما دارد؟
می خواهم همین جا ...آخرین دعوای سالم را بکنم ...با شمایی که حرمت نمی فهمی.
با شمایی که حسادتی کورکورانه دوروبرتان را سیاه کرده و نمی گذارد ببینید!
من شطرنج را .......عاشقم
شاه را تحویل نمی گیرم
فیل را .... می بالم
اسب را .....می ستایم
وزیرش ...........خودم هستم
رخ را دوست دارم
و صفحه اش را.................... پاتیناژ می رویم باهم
13 سال و 2 ماه و 23 روز و 18 ساعت و 1 دقيقه قبلنمی دانم این بودن و خواستن و ماندن ........چه آسیبی به شما می زند؟!
خودم که نمی دانم........ اما شاید واقعا من "پیر" باشم
شاید خیلی بد ترکیب باشم به قول شما
شاید همیشه پراخم و بد اخلاق باشم
شاید واقعا ..آن طور که شما می گوئید .... بی چیز و بی مقدار باشم
ولی .....
هر چه هستم ...........هستم .
وقتی هستم ..............................دیگر نمی شود کاری کرد
چه بد باشم ...چه خوب .
یا تیپ ! باشم یا ضد حال !
ممنونم که با رک بودنتان ......مرا از خفتن باز می دارید
از اینکه خوابم نبرد تا بدانم که چقدر بد هستم !
که چقدر دور هستم از همه !
که چقدر بی حال و پیر و چروکیده و ضد حال هستم !
بابت تمام این دانایی ها که به من دادید............ممنونم
و با احترام تمام میگویم............ مرسی !
اما خودمانیم ها
من زیاد هم آدم بدی نیستم
بخدا که نیستم
اما وقتی شما آن قدر از نوشتن من بدتان می آید که می نویسید
"وای.............چقدر حال به هم زنی ؛ تو" !
فقط می توانم بگویم
این هم نظری است............. مرسی