به دوست داشتن ...بیشتر واقفم تا عشق ورزیدن.
به بیانی ..بعضی وقت ها می توان هر دو را ...یکی دانست!
برای بعضی ها ؛ اولی بعد از دومی می آیدو برای بعضی ها دومی قبل از اولی!ولی برای من ؛ همان اولی ...اولی هست و بس.
چیزی که در وجودت...انگیزه بیافریند
چیزی که در وجودت...شور سازد
چیزی که در وجودت ...نوا دارد
چیزی که در وجودت ...نور می تراود
چیزهایی هستند که زیبا و دیدنی و دوست داشتنی هستند.
دوست داشتن...یک رنگی است.
دوست داشتن ...همیشه عشق داشتن نیست.
یه جورایی عشق داشتن است! ولی نه همه جور !
"شب" امد و پیمانهء تب داد بدستم
شب هاست ؛کزین تلخوش بدمزه؛مستم
آوخ!که بجای می و مینای طرب ساز
داده است فلک؛شیشه تب سنج بدستم!
در آتش تب؛جان وتنم سوخت؛دریغا
جز تب ؛نبود قسمتی؛از جام الستم!
بر صفحه تب سنج نظر دوخته هر شب
چون بر رخ پیمانه؛چوهر باده پرستم
تابرسر تب سنج گذارم سر انگشت
ناگه؛جهدش جیوه؛زسبابه شستم!
نزدیک چهل رفت تبم امشب و چون دوش
از زندگیم رشتهءامید گسستم
نیمی نشد از شب؛که چهل بار ز بستر
برخاستم؛ازسوزتب وباز نشستم!
صدباربدیدم؛رقم صفحهءتب سنج
آخر بستوه آمده؛آن شیشه شکستم
چون؛ نیک درآن آینه دیدم که چه زشتم
از سوز دل و خشم؛دل آینه خستم
دردا ؛ که میان سی وپنج و چهل و دو؛ست
اندازهءسوزی که درآن بودم و هستم
در کمترو افزونترازآن؛جان بتنم نیست
ایوای!که من زندهءاین هفتخطستم!
باآن همه گرماکه بلندست زخورشید
حقاکه بدین گرمی محدود؛چه پستم!
....!به فروغ دل وبا گرمی جان بود
کز سردی و تاریکی این وسوسه؛رستم
روزگاری
من به آوایی گوش می دادم که هنوز هم برایم می خواند!
هر وقت برف می آید؛من به یادش می افتم
چه صدایی !
یک صدای برفی!
"ببار ای برف
ببار ای برف
ببار ای برف سنگین بر مزارش
ببار ای برف
ببار ای برف
به من می گفت اگه آروم بباره..
...................
..........
به دوست داشتن ...بیشتر واقفم تا عشق ورزیدن.
13 سال و 2 ماه و 28 روز و 3 ساعت و 38 دقيقه قبلبه بیانی ..بعضی وقت ها می توان هر دو را ...یکی دانست!
برای بعضی ها ؛ اولی بعد از دومی می آیدو برای بعضی ها دومی قبل از اولی!ولی برای من ؛ همان اولی ...اولی هست و بس.
چیزی که در وجودت...انگیزه بیافریند
چیزی که در وجودت...شور سازد
چیزی که در وجودت ...نوا دارد
چیزی که در وجودت ...نور می تراود
چیزهایی هستند که زیبا و دیدنی و دوست داشتنی هستند.
دوست داشتن...یک رنگی است.
دوست داشتن ...همیشه عشق داشتن نیست.
یه جورایی عشق داشتن است! ولی نه همه جور !