#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
۱.گلها را از روی زمین برداشتم به روی چادرت گذاشتم به روی سرت انداختم تو در حال سجده بودی. ۲.امشب جانماز را زیر سرم بگذار با همان چادر نماز سفید و گل های قرمزش که هیچوقت پیدایش نکردم.
کی گُف بدونِ اِجزه من بره آف بخوره
الی همون که گلی گفت
بانو ... الی ...
همه جا به بی وفایی مثلند خوبرویان تو میان خوبرویان مثلی به بی وفایی
به لطف بی معرفتی بعضی دوستان فهمیدم معرفت گنجینه ای است که اگه انسان نداشته باشه انگارهیچ چیز ندارد
دستم را بگیر . . . ! ببر . . . ! به دور دست هایی که در دسترس هیچ . . . ! دستی نباشم . . . !
انسان برای دیدن چهره اش به آب رونده نگاه نمی کند بلکه به آب ایستاده روی می آورد زیرا آنچه که خود آرام است می تواند دیگران را به آرامش برساند!
عادت این قبیله این است، دور آتشی که میسوزی، می رقصند… دستت را بده تا از آتش بگذریم آنها که سوختند همه تنها بودند….!
دل من سکوت کن بگذار بغض هایت سر بسته بماند گاهی سبــــــــــــــــــــــــــک نشوی سنگیــــــــــــــــــــــــــــــن تری چقدر نامردی حتی بیشتر ازخود من تنهایی
تنهایی که طولانی میشه معیار دوست داشتن آدمها هم عوض میشه ؛ یهو میبینی اون آدم ، گلدون شمعدونی گوشه اتاقشو با کل دنیا هم عوض نمی کنه …
۱.گلها را از روی زمین برداشتم به روی چادرت گذاشتم
13 سال و 2 ماه و 2 روز و 2 ساعت و 52 دقيقه قبلبه روی سرت انداختم
تو در حال سجده بودی.
۲.امشب جانماز را زیر سرم بگذار
با همان چادر نماز سفید و گل های قرمزش که هیچوقت پیدایش نکردم.