Shahdad
جهان به خاکِ سیاه نشسته است دوست داشتنت اما تضمین دوباره ی رویش است تضمین دوباره ی آفرینش همین که از راه می رسی عسل جاری می شود در رودهای بهشتی که بی شک نیست و شیطانی که نیست تعظیم می کند به انسانی که تویی!
Shahdad
يكى از كارهايى كه دخترا هيشوقت نمى تونن انجام بدن ريمل زدن با دهن بسته است درست مثل پسرا که نميتونن وقتي دارن زيپ شلوارشون رو بالا ميکشن سرشون رو بالا بگيرن!! (انجمن خلاقان بيکار)
Shahdad
شبی می خواندم .... با مهر
سحر می راندم ..... با ناز
چه بخشنده خدای عاشقی دارم
که می خواند مرا ، با آنکه میداند
گنه کارم
Shahdad
گرگها هجوم آورده اند، حکم کرده اند!، دریده شوم... به جلو مینگرم، راهی نیست. پشتِ سر، پناهی نیست. در کنار، یاری نیست. با توام!، آن بالا، خدایی هست؟!
Shahdad
در بـــــــــاز شـــــــُد... حــــــــَتما بـــاد شـــــُوخیـــــــــشــ گــِرفـــــــتـــه... مــَســـــــــــــــخـَره! ادآی آمـــــدنــــَت را در مـــــی آوَرَد....
Shahdad
فـک كن .. ایــن هـمـــــــه حـرف رو کیبـورد باشـه و تـــو نتـونی اون چیــزی رو که می خـوای ... اونی که حرف دلتــه رو تایپش کنـــــــــــی ! سلامتــی حــــــــرفای دلـم كه هیشكـــی ازش خبـر نــــــــــــــداره...
Shahdad
دنـیـ ـا ! نخـواستـ ـیم یـار بـ ـی وفـا ، تـنهـ ـایی بهـتـ ـر درد تـنهـ ـایی نخـواستـ ـیم شفـ ـا ، تـنهـ ـایی بهتـ ـر یــ ـک عمـ ـر در پی یـار بـاوفـا ، بـاوفـا بـودیـ ـم امـ ـا ندیدیـم به غیـ ـر از جفـا ، تـنهـ ـایی بهتـ ـر
Shahdad
بعضـی وقـت هـآ چيـزی مينـو يســی فقـط بـرآی يک نفـر... امّـا دلـت ميگيـرد وقتـی يـآدت می افتـد کـه هرکســی ممکـن است آن را بخـواند جـز آن يـک نفــر...!
Shahdad
برایـ ـــم مهم نیسـ ـــت چه میشـــود؛ به همــــه ی باورهـ ـــایم سوگنـ ـــد هیچ چیـ ـــزی برایــ ــم مهـ ـــم نیسـ ــت! فراموشـ ــت نمیکنـ ـــم یک کـ ـــلام و این یعنـ ـــی نهایـ ـــت خوشـ ــبختی!
Shahdad
سکوت می کنم به احترام تمام حرفهای نگفته ام! چشمانم را می بندم برروی تمام زیبایی های دیروز که امروز دیگر زیبا نیست! دست به دعا می شوم به این امید که شاید خدا همان خدای دیروز باشد...
Shahdad
خدایا انگشتتو از روی دکمه ی اسپیس بردار ... این همه فاصله بس نیست ؟؟
Shahdad
بــــه ســـلامتـــي اونــــــايي که جــــــرئت دارن وميـــگـــن: ديـــگـــه نمـــيخـــوامـــت نه اونـــــايـــــي کــــــه ميگـــن: ميــــــدوني تــــــو لايـــق بهـــتراز مـــنـــي....
Shahdad
حــــــالم تـــوپ اســــــت... حــــــال همــــــان تـــوپـــي را دارم که افـــتـــاده در خــــــانــــــه ي هــــــمـــســـايـــه اي کــــــه تـــهـــديـــد کـــــــــرده : اگـــر بـــار ديگـــر بيـــفـــتد... با کـــارد تيـــکه پــــــارهـــــــــــ میکنهـــــــــــــ
Shahdad
اى مسافر غريبه چرا قلبمو شكستى رفتى و تنها گذاشتى دل به ناباورى بستى حالا من تنها نشستم بانواى بى نوايى چه غريبم اينجا اى غريبه بى وفايى