Shahdad
تازه میدانم چرا صدای گربه اینقدر دل را میسوزاند ! بسکه تنها بوده ایم !! می یو من تو میکوید بیا ما باشیم ! من و تو بس که در میان انسانها تنهایی کشیدیم میلرزاند مارا پیشنهاد با هم بودن یک گربه..
Shahdad
برای من مهــــــــــر در نگاه توست نه اولین ماه پاییز...
Shahdad
زندگي چون قفسي است قفسي تنگ پر از تنهايي و چه خوب است لحظه غفلت آن زندانبان بعد از آن هم پرواز..
Shahdad
خدا میشود بلیطم را پس بگیری . . . ؟ مقصد را اشتباه آمدم . . اینجا را نمی خواهم
Shahdad
گهگاهی سفری کن به حوالی دلت شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد
Shahdad
دوریت زمستانی دیگر است کمتر از من دور شو باز سرما خورده ام
Shahdad
آدمیست دیگر... یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور.....!
Shahdad
دلت را خوش نكــــــن به اين "دوستت دارم"ها !! تمـــــامشان تاريخ مصــــــرف دارند...
Shahdad
میگویند: اسب نجیب است.... سگ وفا دارست.... روباه حقه باز است....شیر شجاعست... خوک [!] رانست.... خرگوش ترسوست...الاغ نفهم است.... گرگ خونخوارست.... راستی فلانى .... تو که همه اینها را یک جا داری.... چه جور جانوری هستی…!!
Shahdad
بیشتـــر صدایــتـــــــ می کنــــم انگـــار... تنـــد تـــر می شـــود قدمــ هایتــــ .. . کمتـــر نگـــآه می کنــــــمــــ انوقتــــ ... بـــه خـــود می قبـــولانی کــه ... دل کندمــــ .. دل کندمـــ ... دل کندمـــ ... ار تــو و چشمــ هایتــــ ...*
Shahdad
عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ کلامی گوش خواهم داد بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی
Shahdad
ویکتور هوگو می گه: هرگز به کسی که دوستش داری نگو "دوستت دارم" ... ... ... ویکتور هوگو غلط کرد! دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم
Shahdad
زمـآن هیـج دردی را دوآ نکــرد.. این مَن بودَم که به مــرور زمـآن عـآدت کردم.. و بـآ این هـَمه، چهـ اجبـآر سخـتی اســت،خــَنده... و بـآور کنیــد که مـَن خوشحـالــَم!
Shahdad
دلتـنگـــــم … هــــــمـــین ! و ایــــــن نیــــــاز به هــــیچ زبـــان شاعــــرانه ای نــــدارد …
Shahdad
می شود دوستم باشی طلوع که سر گرفت بگویم : روزت زیبا غصه ام گرفت بگویی: هستم دلگیر بودی بگویم : می شنوم از رنگهای مشترکمان بگوییم و تابلو هایی که می شود نقش زد از نتهایی که می شناسیم و ترانه هایی که می شود نوشت می شود دوستم باشی اما عاشقم نباش نه اینکه از دردش بهراسم که جاده عاشقی اینجا به دو راهی می رسد همیشه اما خودخواهانه دلم می خواهد باشی جای همه نداشته هایم ...